شايد آنچه كه مفسران را به اين رأى سوق داد و به خروج از كاربرد رايج قرآنى اين واژه واداشت ، سياق باشد .
اين كلمه بخشى از تصويرى آمده است كه خداوند براى زندگى دنيا مثال زده است و آن را بر مراحلى از زندگى گياه و توجّه آدمى نسبت به آن ، بنا كرده است .
در قرآن آمده است :
« وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ . اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ »
« 1 » .
در ظاهر اين لفظ آيه ، چيزى وجود ندارد تا دلالت كند بر اينكه اين گياه قابل تعجّب توسّط كافران است ؛ مثلا شرّى در آن وجود دارد ؛ پس چرا تنها كافران به اين شگفتى تخصيص يافتهاند ؟ شايد همين باعث شده است كه آنها را به مراجعه مجدّد معناى زبانى فراخواند و از معناى اصطلاحى به وجود آمده ، رويگردان شدند و به تأويل روى آوردند .
امّا غلبهء كاربرد قرآنى ، ما را به بحث وجه ديگر سوق مىدهد ؛ علىرغم اين كه بافت موضوعى ( سخن از كشت و زراعت ) ، معناى نخست ( كشاورز ) ترجيح دارد چون با معناى كفر اصطلاحى ( نقيض ايمان ) منافات ندارد .
در اين آيات اشارههاى غير صريحى هم مىبينيم :
آيهء قبل از آن ، به تفاوت دو گروه مؤمنان و كافران مىپردازد ؛ كسانى كه براى آنها
هامش
( 1 ) - حديد ( 57 ) ، آيهء 19 و 20 : و كسانى كه به خدا و پيامبران وى ايمان آوردهاند ، آنان همان صديقانند و پيش پروردگارشان گواه خواهند بود [ و ] ايشان راست اجر و نورشان ؛ و كسانى كه كفر ورزيده و آيات ما را تكذيب كردهاند آنان همدمان آتشند . بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت ، بازى و سرگرمى و آرايش و فخر فروشى شما به يكديگر و فزون جويى در اموال و فرزندان است . [ مثل آنها ] چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [ باران ] به شگفتى اندازد ، سپس آن [ كشت ] خشك شود و آن را زرد بينى ، آنگاه خاشاك شود . و در آخرت [ دنيا پرستان را ] عذابى سخت است و [ مؤمنان را ] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست .