برابرند و ايمان مؤمنان كم نمىشود اگر آنها را به شگفتى وادارد ؟ در آيهء
« كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ »
، مراد از كفّار در اينجا ، كشاورزان هستند كه مفرد آن كافر است و بدان جهت كشاورز كافر ناميده شده است كه هرگاه بذر را در زمين مىافكند ، آن را مىپوشاند . و هرچه را كه بپوشانى در حقيقت نسبت به آن كفر ورزيدهاى .
گفته شده است : تكفّر فلان فى السّلاح . يعنى پوشيده شد . به شب گفته مىشود :
كافر ، چون با تاريكىاش همه چيز را مىپوشاند :
يعلو طريقة متنها متواترا * فى ليلة كفر النجوم غمامها
« 1 »
مثل آيهء
« يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ »
« 2 » .
دلالت حسّى لفظ به معناى پوشاندن است و اين از نمونههاى انتقال معنايى است كه معنا از امور مادى به معنوى منتقل شده است و آنگاه كاربرد اسلامى نوعى تخصيص را ايجاد كرده است كه حوزهء آن محدود گشته و معناى كفر يعنى نقيض ايمان بر آن غالب شده است .
بافتهايى كه اين واژه در آنها آمده است با غلبهء معناى اصطلاحى ( اسلامى ) بر اين بافتها با هم متفاوت هستند و به سبب اين تباين ، تفسيرهاى متفاوتى هم صورت گرفته و موجب گشته است تا در حوزهء واژگان وجوه قرار گيرد .
ابن جوزى مىگويد « 3 » : « مفسّران مىگويند ، كفر در قرآن بر پنج وجه است :
1 - كفر به توحيد ؛ مثلا در آيه
« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ »
« 4 » .
2 - كفران نعمت ؛ آيهء
« وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ »
« 5 » . و آيهء
« وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ
هامش
( 1 ) - پيوسته در شبى كه ابرها ستارگانش راى پوشاند ، بر راه زمين سخت و ناهموار برمىآيد .
( 2 ) - فتح ( 48 ) ، آيهء 29 : دهقانان راى به شگفت آورد ، تا از [ انبوهى ] آنان [ خدا ] كافران راى به خشم دراندازد .
( 3 ) - نزهة الاعين ، ص 515 .
( 4 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 6 : در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند ، چه بيمشان دهى ، چه بيمشان ندهى ، برايشان يكسان است ، نخواهند گرويد .
( 5 ) - همان ، آيهء 152 : و شكرانهء من راى به جاى آوريد و با من ناسپاسى نكنيد .