وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ »
« 1 » و
« أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ »
« 2 » .
3 - تبرّى جستن ؛ در آيهء
« ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ »
« 3 » ( برخى از شما از برخى ديگر بيزارى مىجوييد ) و آيهء
« كَفَرْنا بِكُمْ »
« 4 » .
4 - جحود ( انكار ) ؛ در آيهء
« فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ »
« 5 » .
5 - پوشاندن ؛ در آيهء
« أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ »
« 6 » . كه مراد كشاورزان هستند و دانهها را در زير خاك پنهان مىكنند .
ابن قتيبه پرسش ايشان را به جهلشان نسبت به معناى اصلى واژه يعنى پوشاندن ارجاع مىدهد ، و سؤالشان را با غور كردن در تأويل تركيب دشوارى ، پاسخ مىگويد .
پاسخ وى همان وجه پنجم است كه ابن جوزى ذكر كرده است و مفسران ديگر هم با آنها در اين تفسير مشتركند ؛ در تفسير ابو حيان آمده است « 7 » : « گفته شد ، كفّار يعنى كشاورزان ؛ از « كفر الحبّ يعنى آن را در زمين پنهان كرد » مىباشد ؛ در اينجا به اين واژه تخصيص داده شدهاند ، چون آنها نسبت به گياه و كشاورزى آگاهى دارند و تنها امر شگفتى آنها را به شگفتى وامىدارد .
ابو حيّان اين رأى را با لفظ « قيل » آغاز مىكند كه به ضعيف بودن سخن نزديك است و تلاش نمىكند كه عليه آن استدلال نمايد و يا به وسيلهء آيهء ديگرى تاييد كند ؛ چنانكه ابن قتيبه چنين كرده است . همچنين بر آن شرح و تفسيرى نمىزند و به ضعيف بودن آن قول هم با صراحت سخن نمىگويد ، كارى كه گاهى انجام مىداد .
هامش
( 1 ) - شعرا ( 26 ) ، آيهء 19 : و سرانجام كار خود را كردى ، و تو از ناسپاسانى .
( 2 ) - نمل ( 27 ) ، آيهء 40 : آيا سپاسگزارم يا ناسپاسى مىكنم .
( 3 ) - عنكبوت ( 29 ) ، آيهء 25 : آنگاه روز قيامت بعضى از شما بعضى ديگر را انكار مىكنند .
( 4 ) - ممتحنه ( 60 ) ، آيهء 4 : به شما كفر مىورزيم .
( 5 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 89 : ولى همين كه آنچه [ كه اوصافش را ] مىشناختند برايشان آمد ، انكارش كردند .
( 6 ) - حديد ( 57 ) ، آيهء 20 : كه كشاورزان را رستنى آن [ باران ] به شگفتى اندازد .
( 7 ) - البحر المحيط ، ج 10 ، ص 107 .