مبحث دوم از واژگان مشكل وجوه
مقدّمه
در صفحههاى آينده به بررسى برخى بافتهايى خواهيم پرداخت كه ابن قتيبه در كتابش به آن پرداخته است و إشكال در آنها ناشى از چند معنا بودن لفظ مىباشد ؛ براى روشن شدن دو امر زير ، از ميان آنچه كه در كتابهاى وجوه آمده است ، به بررسى واژگانى مىپردازيم :
1 - چگونه واژگان وجوه ، بخش زيادى از مسائل علوم قرآنى را نشان مىدهند ؟
2 - چگونه بافت به نقش عمدهاى در تعيين معناى واژگان چند معنايى در قرآن منجر شده است ؟
1 - كفّار
لفظ « كفّار » و مشتقّات ريشهاى آن ( ك ف ر ) از الفاظى است كه در قرآن كريم فراوان آمده است . ابن قتيبه در يك موضع از مواضع ورود آن در قرآن مثل آيهء
« كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ »
« 1 » به معناى آن پرداخته است كه اين آيه ردّ سخن طاعنان است « 2 » : « معناى اين سخن چيست ؟ چرا كافران ، نه مؤمنان ؟ مگر اين آيه از مواردى نيست كه مؤمن و كافر با هم
هامش
( 1 ) - حديد ( 57 ) ، آيهء 20 :
( 2 ) - ابن قتيبه ، مشكل القرآن ، ص 75 .