متن گشته و توضيح آن با ارجاع دادن به جايگاه صحيح خود در زبان مىباشد .
اين فصلها عبارتند از :
الف ) « باب مخالفة ظاهر اللفظ معناه » كه در آن تركيبها و مفردات با معانى متعدد آمدهاند .
ب ) « باب اللفظ الواحد للمعانى المختلفة » كه با توجه به عنوان آن ، برخى از واژگان قرآن با ساختار واحد ( نظائر ) و معانى مختلف ( وجوه ) گرد آمدهاند .
شايد كمى تعداد واژگان در آن - در مقايسه با آنچه كه نويسندگان وجوه و نظاير گرد آوردهاند - به اين امر بازگردد كه وى واژگانى را انتخاب كرده است كه به ملحدان مربوط است ؛ چنانكه هدف اصلى كتاب هم همين مىباشد . با اين همه وى بيان نكرده است كه از چه جهتى اين واژگان مشكل ايجاد كردهاند . يعنى كجاها محل طعن در اين متن شريف بوده است . شايد اين فصل را به وجود آورده است تا بيان كند كه اين پديده در قرآن پراكنده است و تا بدين وسيله در ردّ برخى مشكلات كه قبل از اين فصل ذكر كرده است ، كمك نمايد ؛ پاسخ وى دربارهء آن مشكلات اين بوده است كه لفظ چند معنا بوده است .
2 - مشكل القرآن در بررسى زركشى
زركشى مشكل القرآن را تحت نوع « سى و پنجم » « كتاب البرهان فى علوم القرآن » مورد بررسى قرار داده است و آن را « موهم الاختلاف » « 1 » ناميده است . وى تحت اين نام كه رأيش را در مسألهء اختلاف پنهان نمىنمايد ، تعريفى ارائه مىدهد كه عنوان متضمّن آن مىباشد و آنگاه به تعيين امور مسلّمى پرداخته كه بحث بر آن بنا شده است .
در آغاز چنين مىگويد « 2 » : « و هو ما يوهم التعارض بين آياته » . اين تعريف بسيار مختصر است و دلالتى است صريح بر آنچه كه زركشى آن را پاسخى اجمالى و كلّى به همهء مسائل داخلى در اين علم مىداند كه از قبيل توهمى است كه « براى شخص مبتدى » رخ مىدهد « 3 » .
هامش
( 1 ) - البرهان ، ج 2 ، ص 45
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان .