ابن قتيبه به تغيير معنايى در چارچوبى فراتر از چارچوب تغيير معناى لفظ يا جمله اشاره نكرده است ؛ امّا به تغيير دلالت موضوع و ارزش معنايى لفظ و غيره از جنبههاى دلالت كه فهم متن بر آن مترتب است ، در اين بخش از كتابش اشاره نكرده است . علىرغم اينكه به اعتبار حاصل معنايى كه در نهايت همان رسالت زبانى است به دريافت كنندهء ( پيام ) مىرسد ، اهميت دارد و به اعتبار تغيير آن ، همان مشكل است .
ابن قتيبه بعد از اين بيان و تقسيمبندى به رابطهء بين اين تغييرات معنايى و لفظى پرداخته و مىگويد « 1 » : « اگر كسى بگويد : آيا اين در واژگان مختلف جايز است اگر معنا يكى باشد ؟ آيا اگر معانى متفاوت باشند ، هم جايز است » ؟
به او گفته شد ، اختلاف دو نوع است : اختلاف از باب مغايرت و اختلاف از باب تضاد . اين دو چيزى است كه تنها به اختلافى كه دو معنا در آن متناقض باشند ، اشاره كردهايم .
آنچه كه به علم معناشناسى مربوط است - به اعتبار حوزهء بررسى ما - به تفصيل سخن گفتهايم و شايسته نيست از غناى اين فصل به مسائلى كه به حوزهء بررسى لهجههاى عربى كه در آواشناسى عربى به آن زياد تكيه مىشود ، غفلت ورزيم « 2 » .
در باب « ما ادّعى على القرآن من اللحن » « 3 » ، تطبيقهاى زبانى با دلالت و آوا تداخل پيدا كردهاند تا به مسائل مختلفى كه پيرامون سلامت متن از جهت مطابقت با سنن عرب در كلامشان طرح شده است ، پاسخ بگويد .
بعد از اين مواد فصلهاى كتاب متنوّع گشت و از حيث سبك به يك گرايش ثابت و محدودى باقى نماند و فصلهايى مثل « القول فى المجاز » « 4 » ، « القول فى الاستعارة » « 5 » ، « القول فى الحذف و الاختصار » « 6 » و « القول فى الكناية و التعريض » « 7 » به مسائل كوچكترى پرداخت كه هستههاى اصلى بحثهايى گشت كه بعدها در علم معانى و بيان گسترش و عمق يافت .
هامش
( 1 ) - ابن قتيبه ، مشكل القرآن ، ص 40 .
( 2 ) - ر . ك : صفحات 39 تا 51 از همين كتاب .
( 3 ) - همان ، ص 5 .
( 4 ) - همان ، ص 301 .
( 5 ) - همان ، ص 135 .
( 6 ) - همان ، ص 120 .
( 7 ) - همان ، ص 256 .