بعد از شروع به حكم آن را با بيان امور مسلّمى پى مىگيرد كه اين حكم بر آن بنا شده است و تعليلى براى اين امور مسلّم آورده است . مىگويد « 1 » : « سخن خداوند منزّه از اختلاف است ، چنانكه خود فرموده است :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »
« 2 » . براى خواننده بيان مىكند كه شايسته است قبل از آغاز بحث به اين امر ايمان بياورد كه در كتاب خداوند اختلافى نيست ؛ چون بين معانى يا مقاصد آن و يا حقايق مذكور در آن با هم اختلافى نيست و در تعليل نفى اين تعارض به دو علّت مىپردازد كه يكى چنين است : « متن ، كلام الهى است و كلام را به اللّه اضافه كرده است و اين خود تعليل مىباشد . از ميان صفات خداوند ، صفت جلال را آورده است كه بر رفعت و عظمت و مهابت دلالت دارد كه اين خود كلام را برتر از موضع شبهه و اختلاف مىنشاند .
آنگاه به بيان علّت دوم مىپردازد كه به همان آيه
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »
« 3 » استناد مىكند .
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - نساء ( 4 ) ، آيهء 82 : آيا در معانى قرآن نمىانديشند ؟ اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مىيافتند .
( 3 ) - اين علّت ما را به برخى قواعد روش دانشمندان ما در بررسى مشكلاتى كه متون موجب آن مىشوند ، مجهّز مىسازد .
1 - عدم تجاهل نسبت به عقايدمان هنگام قرائت ، تفسير و پژوهش ، عقايد در اينجا در برابر آن چيزى است كه در شيوههاى پژوهش غربى ، مسلّمات پژوهشگر ناميده مىشود .
2 - بىتوجّه نبودن نسبت به « ملابسات » ، ملابسات در اينجا اين است كه متن الهى است ؛ منشأ متن « مرسل » ، مقدّس است . عقايد ما « مسلّمات ما » منزّه است و بىتوجهى به آن در هنگام بررسى « رسالت زبانى » ممكن نيست ، چون تجاهل كامل نسبت به متن ارسال شده همان تجاهل به بخشى از معانى اين « رسالت زبانى » و دلالت آن است . يعنى بريده شدن از متن موجب اخلال در روشمند بودن پژوهش مىگردد .
3 - مراجعه به استفاده از متن در بررسى مشكلات آن ؛ به كارگيرى اين قاعده را در بررسى مشكل القرآن توسط دانشمندان روشن و رايج مىبينيم ؛ امّا زركشى در شرح آن به مسأله « شناخت تفسير و تأويل آن » تحت عنوان « فصلى در اينكه بهترين شيوههاى تفسير ، همان تفسير قرآن به قرآن است » اختصاص داده است . البرهان ، ج 2 ، ص 175 . قبلا اشاره كرديم كه علامه شنقيطى در تفسير تمام قرآن به شيوه عمل كرده است . تفسير وى « أضواء البيان فى تفسير القرآن بالقرآن » نام دارد .