در باب « مخالفة ظاهر اللفظ معناه » « 1 » ، ابن قتيبه به لفظ قرآنى به معناى عام لفظ در نوشتههاى پيشينيان پرداخته و در خلال مسائل اين بخش به برخى از اسلوبهاى بيان در عربى و جايگاه آن در علم معانى و بيان مثل « الدّعاء على جهة الذمّ لا يراد به الوقوع » و « الجزاء عن الفعل به مثل لفظه و المعنيان مختلفان » « 2 » و « أن يأتى الكلام على مذهب الاستفهام و هو تقرير » « 3 » و « على لفظ الأمر و هو إباحة » « 4 » و ديگر فصلها و مسائل اين بخش مىپردازد كه بيشتر آنها پديدههاى زبانى هستند و بافت نقش اساسى در تعيين دلالت در آنها بازى مىكند .
با اينكه ابن قتيبه به مسائل بافت به نامها و اصطلاحاتى كه امروزه مىشناسيم اشاره نكرده است ، اين مطلب حقيقت نقش بافت و اهميّت آن را در دستيابى به دلالت تغيير نمىدهد و گرنه اسلوبهاى مختلف با هم مساوى مىشدند و از تشخيص بين حالتى كه در آن « ظاهر لفظ » قصد شده و حالتى كه ظاهر لفظ با آن مخالف است ، عاجز بوديم .
بايد اشاره كنيم كه آنچه بر آن « مخالفة ظاهر اللفظ معناه » اطلاق مىشود ، چيزى جز يكى از شكلهاى چند معنايى نيست ، چون لفظى كه در موضعى به معناى « مخالف » وارد شده است ، بر وجود معناى اصلى ( يا ظاهر ) دلالت دارد و وجود معناى ديگرى غير از آن ، همان اختلافى است كه ما را به وجود چند معنايى سوق مىدهد .
چند معنايى پديدهاى نيست كه در قرآن كم اتفاق بيفتد ؛ نخستين دليل بر اين ادّعا همين كتاب مشكل القرآن است كه پيش رو داريم و بيشتر مشكلات آن در اختلاف پيرامون يكى از دو دلالت از بخشى از اين متن بحث مىكند .
در هر حال ، اين پديده در كتاب مشكل القرآن ابن قتيبه به دو طريق پراكنده شده است :
1 - بخشى از مشكلى است كه در مسائل فصلهاى مختلف آمده و عناوين برگرفته براى آن ما را مستقيما به بحث زبانى هدايت نمىكند و حال آنكه اين جوهر مشكل آن مىباشد .
2 - فصلهايى كه به گردآورى چند معنايى اختصاص يافته است و موجب مشكل در
هامش
( 1 ) - ابن قتيبه ، مشكل القرآن ، ص 275 .
( 2 ) - همان ، ص 277 .
( 3 ) - همان ، ص 279 .
( 4 ) - همان ، ص 280 .