1 - اختلاف در إعراب كلمه يا در حركت بنائى آن ؛ بهطورى كه در كتابت از ساخت آن زايل نمىشود و موجب تغيير معنا هم نمىگردد . مثل آيه :
« هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ »
و
« أَطْهَرُ لَكُمْ »
« 1 » ،
« وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ »
« 2 » ،
« وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ »
. در اينجا مشكل بنا به رأى ابن قتيبه ناشى از تغيير ساخت كلمه يعنى علائم نوشتارى آن نيست كه آن را به لفظ متفاوت ديگرى تبديل كند و حركت بنائى آن يعنى حالت صرفى و اعرابى كه به واسطه آن معناى لفظ يا كاركردهاى كلمات در تركيب تغيير كند و همچنين معناى آن يعنى دلالت و ارزش اين دلالت « 3 » تغيير نكند . اين مطلب در دو مثال واضح است .
2 - اختلاف در إعراب كلمه و حركت بنايى آن باشد و معناى آن تغيير كند ولى در كتابت از ساخت آن زايل نشود . مثل آيهء
« رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا »
« 4 » و
« رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا »
،
« إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ »
« 5 » و
« تَلَقَّوْنَهُ »
« 6 » .
در اين نوع ، اختلاف قرائت موجب تغيير إعراب كلمه مىگردد ؛ يعنى موجب تغيير كاركرد آن در تركيب يا حركات بنايى آن . يعنى ساختار صرفى آن ؛ بهطورى كه به كلمهء ديگرى تبديل مىشود و معناى متفاوتى هم ، علىرغم اختلاف در شكل كتابت يعنى رمزهاى نوشتارى ، پيدا خواهد كرد ؛ معناى لفظ در اينجا تغيير خواهد كرد چون لفظ تغيير كرده است ؛ امّا ارزش معنايى تغيير نكرده است چون حاصل نهايى معنا در طلب مباعده ( دورى ) يا بيان حدوث آن در دو موضع دچار تغيير نشده است ؛ يعنى نتيجه در نهايت يك فعل و رخداد مىباشد كه همان وقوع فاصله انداختن بين سفرهاىشان است .
همچنين در مثال دوم ، آيهء نور ، علىرغم تغيير حركات فعل و تحوّل آن به فعل ديگر
هامش
( 1 ) - هود ( 11 ) ، آيهء 78 : اينان دختران منند . آنان براى شما پاكيزهترند .
( 2 ) - سبأ ( 34 ) ، آيهء 17 : آيا جز ناسپاسى را به مجازات مىرسانيم .
( 3 ) - مراد از ارزش معنايى كلمه ، نقش كلمه در تكوين دلالت بافت آن به شكل كلى و جزئى را گويند ؛ ارزش معنايى به طور كلى يعنى حاصل معنايى كه از قرائت متن نصيب خواننده مىشود .
( 4 ) - سبأ ( 34 ) ، آيهء 19 : پروردگارا ميان [ منزلهاى ] سفرهايمان فاصله انداز .
( 5 ) - نور ( 24 ) ، آيهء 15 : آنگاه كه آن [ بهتان ] را از زبان يكديگر مىگرفتيد .
( 6 ) - ابن قتيبه ، مشكل القرآن ، ص 36 به بعد .