باشد براى پاسخگويى به مسائلى كه بعدها طرح خواهند شد و تا بتواند به شمارش تكتك آنها بپردازد . گاهى به برخى جنبهها به تفصيل پرداخته و در برخى ديگر به ايجاز برگزار كرده است و اين پاسخ گويى حجم بيشتر كتاب را تشكيل مىدهد .
خوانندهء اين كتاب مىتواند موضوعهاى اساسى را براى بحث و بررسى مشكل از خلال عناوينى كه ابن قتيبه براى فصلهاى نخستين برگرفته ، تبيين نمايد ؛ همچنين ملاحظه خواهد كرد كه اين مباحث بيانگر تعدادى از مباحث اساسى در كتابهايى چون البرهان و الاتقان است كه انواع علوم قرآنى را گرد آوردهاند ؛ چنانكه برخى از آنها عناوين مشهورى از مباحث بلاغى هستند كه گاهى موضوعهاى اساسى فكرى آنها برگرفته از مباحث قرآنى هستند كه بعدها از شاخههاى بلاغت گشتهاند . گويى بحث معناشناسى تطبيقى در علوم قرآنى منشأ بسيارى از مباحث نظرى گشت كه علوم عربى به آنها پرداخته است .
فصلهاى كتاب را مىتوان مطابق با جايگاهى كه بعدها در تمام علوم عربى يافته است ، چنين تبيين نماييم :
باب « الردّ عليهم فى وجوه القراءات » ، چنانكه از نامش پيداست به دو شاخه از دانش اسلامى يعنى علم قراءات از يك سو و زبانشناسى تطبيقى از سويى ديگر منسوب است ؛ رويكرد قراءات كه به بسيارى از مسائل نحوىاش مشهور است ، پر از تطبيقهاى شاخههاى زبانشناسى مثل آواشناسى ، معناشناسى و معناى تركيبهاست ؛ رويكرد قراءات بيشتر بر رويكرد فهم دلالت و تغييراتى كه با تغيير قرائت عارض مىشود ، متكى است .
دانشمندان بيشتر به بحث در باب وجه اعراب در آياتى پرداختند كه تغيير آوايى و تركيبى در آن موجب تغيير معنايى مىشود و تغيير در ارزش معنايى رسالت زبانىاى كه متن مسؤول آن است ، بر آن مترتّب مىشود ، به طورى كه تغيير آوايى بيش از يك تغيير محدود بر دلالت تأثير نمىگذارد . يعنى در دلالت كلى تأثير گذار نيست و لذا آن را به حال خود وانهادند و به رويكرد آن مشغول نشدند ؛ بنابراين ابن قتيبه مشكل را در اين باب تقسيم نموده و چنين مىگويد « 1 » : « وجوه اختلاف در قرائتها را تدبّر نمودم و آن را بر هفت وجه يافتم :
هامش
( 1 ) - ابن قتيبه ، مشكل القرآن ، ص 36 به بعد .