أتاني كلام عن نصيب يقوله * و ما خفت يا سلّام أنّك عائبي « 1 »
و اين قسم را به قسم قبلى ملحق كردهاند .
4 - قتال ؛ در سوره احزاب
« فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ »
« 2 » و
« فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ »
« 3 » .
5 - بلا و گرفتارى كه در اثر قتل يا شكست نصيب مسلمانان مىشود ؛ در سورهء نساء
« وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ »
« 4 » .
محور سخن دربارهء اينكه اين واژه از اضداد باشد . با توجه به متونى كه در دست داريم ، شش آيه مىباشد كه ابن جوزى يكى از آنها را به تفسير ديگر آن به معناى ظن اشاره كردهاند و ظنّ ما را در دو چيز تأكيد مىنمايد :
1 - رابطهء تنگاتنگ بين معانى واژگان سهگانه ( ظن ، خوف و رجاء ) به سبب اينكه معانى واژگان سهگانه در خود شك را به همراه دارند .
2 - تأثير تفسير برخى از آيات در تفسير برخى ديگر ؛ يا به عبارت بهتر ، تأثير تشابه تركيب بر فهم مفسران از دلالتهاى الفاظ .
اين مطلب را در مراجعه جملههاى سهگانه قرآنى تبيين مىنماييم كه مىپنداريم اين تأثير ميان آنها رخ داده است . اين سه جمله عبارتند از :
1 -
« إِلَّا أَنْ يَخافا أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ »
« 5 » .
2 -
« فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ »
« 6 » .
3 -
« إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ »
« 7 » .
مفهوم ظن و خوف در اين سه جمله يكى است ؛ « أن يقيما حدود اللّه » كه در برخى منفى و در برخى ديگر مثبت است و علىرغم اينكه ظن و خوف در دو جملهء 1 و 2 ( خفتم
هامش
( 1 ) - از نصيب سخنى به من رسيده است كه مىگفت : اى سلّام گمان نمىكردم كه مرا عيب كنى .
( 2 ) - احزاب ( 33 ) ، آيهء 19 : و چون خطر فرا رسد .
( 3 ) - همان ، آيهء 19 : و چون ترس بر طرف شود .
( 4 ) - نساء ( 4 ) ، آيهء 83 : و چون خبرى [ حاكى ] از ايمنى يا وحشت به آنان برسد ، انتشارش دهند .
( 5 ) - بقره ( 2 ) آيهء 229 : مگر آنكه [ طرفين ] در به پا داشتن حدود خدا بيمناك باشند .
( 6 ) - همان ، آيهء 229
( 7 ) - همان ، آيهء 230 : اگر آن دو [ همسر سابق ] پندارند كه حدود خدا را بر پا مىدارند .