تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
اين‌كه گفته شود « خاف » از اضداد است نياز به تحقّق اين امر دارد كه اوّلا به معناى « علم » آمده باشد ؛ يعنى بافتهاى متفاوت آن يا برخى از بافتها متحمّل اين فهم از معناى لفظ باشند . زبان‌شناسان اين لفظ را از اضداد مىشمرند ، چنان‌كه « رجاء » را چنين به حساب مىآورند كه اين به سبب دلالت عميق معناى آن يعنى انتظار شر و بدى مىباشد ؛ انتظار هم زاييدهء گمان است نه يقين امّا علم زاييدهء يقين است . زبان‌شناسان توجّه به اين تداخل معنايى ميان اين واژگان سه‌گانه را كه ابن انبارى به اختصار بيان كرده است ، برانگيخته‌اند . امّا تداخل بين خوف و رجاء را از آياتى استنباط كردند كه دو تاى از آن در متن ذكر شده است و همچنين از كاربردهاى عرب . امّا ابن انبارى شواهد زيادى بر آن نياورده است بر خلاف آن بيت ( لو خافك اللّه عليك حرّمه ) و آن تعبيرى كه منسوب به گروهى است : « گروهى از عربها » ( فما خفت أن ألقاه فلقيته ) . فهم زبان‌شناسان از اين تداخل جزئى نيست بلكه بين آن و كاربرد « رجاء » به معناى خوف ارتباط برقرار كرده‌اند و شواهدى بر آن آورده‌اند و گويى اشاره‌اى است به نوعى از تبادل بين دو لفظ كه گاهى رخ مىدهد و علّت آن اين است كه هر يك در حقيقت خود داراى ارزش معنايى مشابهى نسبت به ديگرى دارد كه آن هم شك مىباشد . وقتى امر مشترك بين دلالت دو لفظ ، شك باشد ، ما را به وجود لفظ سومى متوجّه مىسازد كه نمايانگر رأس مثلث يعنى ظن به معناى شك است و هر يك از اينها گاهى به معناى متضاد يعنى علم و يقين هم واقع مىشود . ظن و رجاء و خوف اين همان صورتى است كه زبان‌شناسان دربارهء اين سه واژه ارائه نموده‌اند و چه بسا نوعى تداعى را ايجاد كند كه در تكوين اين صورت سهيم باشد . مراد از تداعى آن است كه انديشه‌اى را در بافتى با انديشهء مشابهى در بافت ديگر به خاطر وجود عناصر مشتركى ميان دو