از بافتها چنين شده است . پيداست كه اين تداخل معنايى در بررسى مفسران و زبانشناسان نسبت به واژهء « خوف » در برخى بافتهاى قرآنى تأثير گذار بوده است .
در صفحههاى آينده تلاش خواهيم كرد تا اين تأثير را آشكار سازيم و به بررسى اصالت زبانى و دلايل و نشانههاى آن بپردازيم ؛ آنگاه به قرائت بافتهايى خواهيم پرداخت كه اين تأثير در آن آشكار است ، تا ببينيم بحث دلالت لفظ خوف از جهتى و رابطهء آن با « رجاء » از جهت ديگر ما را به كجا خواهد كشاند .
ابن انبارى در كتاب « الاضداد » « 1 » چنين آورده است : « خفت » از اضداد است ؛ به معناى شك و يقين است . امّا به معناى شك كه بسيار روشن است و نياز به شاهد و نمونهاى نيست .
امّا به معناى يقين در آيهء
« وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً »
« 2 » . ابو عبيده و قطرب مىگويند به معناى « علمت » مىباشد .
دربارهء آيه
« إِلَّا أَنْ يَخافا أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ »
« 3 » مىگويد به معناى « إلّا أن يعلما » مىباشد . در شعر هم آمده است :
يا فقعسي لم أكلته لمه * لو خافك اللّه عليه حرّمه
« 4 » يعنى : لو علم اللّه ذاك منك . ( اگر خدا آن امر را از جانب تو آگاه بود ) .
گروهى از اعراب ، خوف را به معناى « رجاء » مىدانند و مىگويند : أتيت فلانا فما خفت أن ألقاه ، فلقيته . يعنى ( فما رجوت ) . ( نزد فلانى آمدم و اميد نداشتم كه او را ملاقات كنم ولى ملاقات كردم ) . خوف را به معناى « رجاء » و « رجاء » را هم به معناى خوف مىدانند .
مثلا در اين شعر :
تعسّفتها وحدي فلم أرج هولها * به حرف كقوس القان باق هبابها « 5 »
هامش
( 1 ) - الأضداد ، ص 137 .
( 2 ) - نساء ( 4 ) ، آيهء 128 : و اگر زنى از شوهر خويش بيم ناسازگارى يا رويگردانى داشته باشد .
( 3 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 229 : مگر آنكه [ طرفين ] در به پا داشتن حدود خدا بيمناك باشند .
( 4 ) - [ اى فقعسى ( فقعس نام قبيلهاى از بنى اسد است ) از چه رو آن را خوردى ؟ از چه رو ؟ [ چرا كه ] اگر خداوند تو را از آن آگاه مىنمود ، آن را حرام مىكرد ] .
( 5 ) - [ در بيابانى بىآب و علف ] درحالىكه تنها بودم قدم گذاردم و به دل هراسى راه ندادم . [ به طريقى قدم نهادم ] كه همانند كمان درخت قان بر آن غبار نشسته بود .