اندكى در برابر جملهء مجاهد و ضحّاك درنگ مىنماييم كه گفتند : چه شده است كه به عظمت الهى توجّه نداريد . فاصلهاى است بين معناى توجّه كردن و معناى ترس . توجّه كردن عامتر است و گاهى مثل ترس ، منفى است و گاهى مثل رعايت و توجه ، مثبت . هر ترس هم نوعى توجّه نمودن به حساب مىآيد .
زبانشناسان وقتى به بررسى لفظ « رجاء » در بافت منفى مىپردازند ، مىگويند : « گاهى به معناى « خوف » است . شاعر هم گفته است : اذا لسعته النّحل لم يرج لسعها . يعنى لم يبال » .
آنها در عمل ميان دو معنا رابطه مساوى برقرار كردند و تفكيك ننمودند و اگر چنين باشد ، إشكال در آيه هم واقع مىشود ؛ درحالىكه در ديگر بافتها به اين شكل واقع نشده است ؛ چون خوف در حقيقت نوعى توجّه كردن است و لذا تناقضى ملاحظه نمىشود و همراهى كردن معناى توجّه هنگام قرائت آيات اين مجموعه موجب گسترش حوزهء معنايى لفظ « رجاء » مىگردد و بدين وسيله افق فهممان را بازتر مىنمايد .
اگر آيهء
« ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً »
را به معناى « چه شده است كه به عظمت خداوند بىتوجّه هستيد » بفهميم ، لازمهاش آن نيست كه بافت ، بافت تهديد باشد . اين مطلب ما را از يكى از جنبههاى إشكال رها مىسازد و يا يكى از پردههايى را كه در آغاز به ما رخ مىنمايد ، بر طرف مىنمايد .
امّا قرائت مادهء ( و ق ر ) در زبان ، افادهء مستقيمى به معناى عظمت نمىنمايد ، پس مدار ريشهء كلمه بر سنگينى است و از حيث معنا بر بردبارى و وقار و متانت . در ضمن اشارهاى هم به معناى عظمت نيست مگر آيهء
« ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً »
كه بنا به نظر فرّاء كه مىگفت :
« ما لكم لا تخافون لله عظمته » . در هر حال جملهاى كه دلالتها در آن در نهايت دقيق مشخّص نشدهاند ، قوىترين تأثير را از دلالتهايى دارند كه همهء پردهها از آن برداشته شد و چه بسا در متن اشارههاى ديگرى باشد كه در بررسى بعدى كشف شود .
3 - خوف
معناى « رجاء » به خوف آنقدر نزديك است كه گاهى اين واژه به آن تفسير مىشود ؛ اين تداخل يا تحوّل معنايى در بافتهاى منفى آن رخ داده است نه در همهء بافتها بلكه در برخى