بلكه بر عكس همهء آيات رحمت و بخشش دائم است :
« يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً . وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً »
« 1 » .
سپس به تعليل إنكار آنها مىپردازد كه در رابط ( و قد ) مجسّم شده است و در موضوع اين تعليل هيچ نوع بيم دادن يا ترساندن يا چيزى كه به آن اشاره نمايد نمىيابيم ؛ بلكه واژگانى چون ( نورا ، سراجا ، أنبتكم نباتا و بساطا ) را مىيابيم كه همگى واژگانى نورانى و لطيف هستند و بيش از قبض ، حالت بسط دارند و بيش از قطع حالت بخشش ؛ حتى اجسام مادى كه بيانگر قدرت خداوند هستند ، مىفهمانند كه اينها اسباب و عللى هستند كه از آنها ، بيم از اين عظمت را انتظار دارند و واژگان خشن يا ترسناك نيستند . مثل ( الخلق ، القمر ، الشمس ، الأرض ، الإنبات و النبات ) .
اكنون به تركيب جملهاى كه لفظ « رجاء » به عنوان بخشى از آن آمده است ، مىنگريم .
نفى « رجاء » در قالب استفهام انكارى آمده است و « وقار » مفعول آن مىباشد . استفهام هم از تركيبهاى سلبى است نه ايجابى ؛ منفى در منفى دلالت مثبت دارد و قاعدهء منطقى چنين است : ( - ) * ( - ) - ( + )
بافت « رجاء » در اينجا در حقيقت بافت مثبت است نه منفى ؛ علىرغم اينكه نظر سريع و گذرا به آن الهام مىكند و گويى نفى ارزش نفى ، در اينجا مطرح است . ارزشى كه قاعدهء فرّاء بيانگر آن است ؛ يعنى « رجاء » تنها با وجود آن به معناى « خوف » مىباشد .
گويى لفظ در اينجا مثبت است نه منفى و گويى نمىتوان آن را به معناى « خوف » تفسير كرد كه اين به سبب پاىبندى به قاعدهء فرّاء نيست و ما هم آن را قاعده ثابت و قطعى نمىدانيم ؛ معيار قطعيّت و فهم براى ما همان متن است ؛ علاوه بر اين بافت معنا هم هميشه با معناى « خوف » سازگارى ندارد درحالىكه نه عليه آن دليلى داريم و نه به نفع آن نشانهاى در واژگان و تركيبها .
اگر الآن معناى خوف را نفى مىكنيم ، آيا به اين منجر مىشود كه معناى رجاء در
هامش
( 1 ) - نوح ( 71 ) ، آيهء 11 و 12 : تا به شما از آسمان باران پىدرپى فرستد . و شما را به اموال و پسران ، يارى كند و برايتان باغها قرار داد و نهرها براى شما پديد آورد