همهء اينها را به منزلهء تكرار ديگر و تازهاى از تصويرى مىبينيم كه جزئيات ديگرى آن را در آيات هفتگانه و بافتهاى آن مشاهده كرديم ؛ علىرغم اينكه در تصويرگرى و دلالتهاى الفاظ اختلاف دارند ، تصاوير آنها تكرارى است و گاهى جوهر و ذات آنها هم با هم متفاوتند ؛ گويى آيات هفتگانه و بافتهاى هفت گانه ، كامل و مرتبط به هم هستند كه به تشريح يك چيز مىپردازند و بخشى از پيكرهء متن عظيم قرآنى در شباهت داشتن تركيبها ، الفاظ ، حروف و اختلاف دلالتها و استوارى و اجتماع آن هستند كه همگى به مركزيّت و جوهر كتاب گرايش دارند و اگر از جانب غير خداوند بود ، در آن اختلاف فراوانى مىيافتند .
از مجموعهء بافتهاى منفى تنها يكى باقى مىماند كه عبارت است از آيهء
« ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً »
« 1 » . اين آيه را بايد در بافتش مطالعه كرد :
قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ نَهاراً . فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً . وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً . ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً . ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً . فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً . يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً . وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً . ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً . وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً . أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً . وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً . وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً . ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيها وَ يُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً . وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً . لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلًا فِجاجاً »
« 2 » .
هامش
( 1 ) - نوح ( 71 ) ، آيهء 13 : شما را چه شده است كه از شكوه خدا بيم نداريد ؟
( 2 ) - نوح ( 71 ) ، آيات 5 تا 20 : [ نوح ] گفت : پروردگارا من قوم خود را شب و روز دعوت كردم ، و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود و من هربار كه آنان را دعوت كردم تا ايشان را بيامرزى ، انگشتانشان را در گوشهايشان كردند و رداى خويشتن بر سر كشيدند و اصرار ورزيدند و هرچه بيشتر بر كبر خود افزودند . پس من آشكارا آنان را دعوت كردم . باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت [ و ] پوشيده نيز به ايشان گفتم . و گفتم : از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است . [ تا ] بر شما از آسمان باران پىدرپى فرستد . و شما را به اموال و پسران يارى كند ، و برايتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پديد آورد . شما را چه شده است كه از شكوه خدا بيم نداريد ؟ و حال آنكه شما را مرحله به مرحله خلق كرده است ؟ مگر ملاحظه نكردهايد كه چگونه خدا هفت آسمان را تو بر تو آفريده است ؟ و ماه را در ميان آنها روشنايى بخش گردانيد و خورشيد را [ چون ] چراغى قرار داد ؟ و خدا [ ست كه ] شما را [ مانند ] گياهى از زمين رويانيد . سپس شما را در آن بازمىگرداند و بيرون مىآورد بيرون آوردنى [ عجيب ] . و