اگر معناى شايع اين لفظ را همان آرزو بگيريم و به دلالت عميق اين معنا مراجعه نماييم مىبينيم كه از دو جزء تركيب شده است : شك و خير ؛ شك از آن جهت كه فاعل ارادهء امرى مىكند ولى بر يقين نيست كه چه رخ خواهد داد و بنابراين شكى دارد كه به تحقّق مرادش گرايش دارد و همان چيزى است كه در متون پيشين به « توقّع » ( انتظار داشتن ) تعبير شده است و انتظار امر مطلوب در نظر طالب آن خير است .
پس معناى شايع ، جوهر آن انتظار خير داشتن است . امّا معناى خوف كدام است ؟ آيا خوف احساس منفى ناشى از انتظار خطر و بدى نيست ؟ خطر هم نوعى از شر و بدى است .
پس خوف در جوهرش ، انتظار شر و بدى را دارد ؛ اگر نفى را به انتظار خبر داشتن بيفزاييم ، تغيير معنايى به شكل زير خواهد بود :
1 - الف رجاء انتظار خير داشتن
ب خوف انتظار شرّ داشتن
2 - الف رجا لا اميد خير دارد
ب يخاف انتظار شر دارد
گويى ورود حوزهء معنايى براى ادات منفى در حوزهء معنايى « رجاء » ، حوزهء معنايى جديدى را شكل بخشيد كه به واسطهء حوزهء « رجاء » گسترش مىيابد تا جايى كه به حوزهء معنايى مقابل نزديك مىشود ؛ حوزهء فعل « يخاف » و اين نزديكى به حدّ تماس يا برخورد با آن نزديك مىشود و آن اينكه عدم انتظار خير ، گاهى به معناى انتظار بدى است و گاهى نيست ؛ امّا در هر حال ما را تقريبا به مرحلهء انتظار بدى نزديك مىسازد كه درجات آن با هم فرق دارند و اين درجات تبعا به واسطهء نشانههاى زبانى در بافت تعيين مىشود ؛ چه اين نشانهها لفظى باشد و چه موضوعى .
بنابراين نتيجه مىگيريم كه ورود لفظ « رجاء » در بافت نفى هرگز نتيجهء آن هميشه
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص١٥٩