تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
دايرهء ( الف ) نمايانگر حوزهء معنايى « رجاء » و دايرهء ( ب ) نمايانگر حوزهء معنايى « خوف » مىباشد و منطقهء هاشورزده همان فضاى مشترك است كه با ابهام همراه است و ما درپى كشف آن در اين سطور هستيم « 1 » . اما لفظ « رجاء » در لسان العرب چنين آمده است « 2 » : « الرجاء من الأمل : نقيض اليأس . . . و گاهى رجاء به معناى خوف مىآيد . ابن سيده مىگويد : رجاء همان خوف است . در قرآن هم آمده است :
« ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً »
« 3 » . « و ثعلب از قول فرّاء مىگويد : رجاء به معناى خوف تنها با جحد مىآيد . مىگوييم ما رجوتك يعنى : ما خفتك ولى نمىگوييم : رجوتك به معناى خفتك . و از قول ابو ذوئيب نقل مىكند :
إذا لسعته النّحل لم يرج لسعها * و خالفها فى بيت نوب عواسل « 4 »
يعنى نترسيد و توجهى نكرد . فرّاء مىگويد : « رجاء » وقتى با حرف نفى بيايد به معناى خوف است از جمله در آيهء
« ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً »
. يعنى از عظمت خداوند نمىترسيد . راجز مىگويد :
لا ترتجي حين تلاقي الذّائدا * أسبعة لاقت معا او واحدا « 5 »
فرّاء مىگويد : بعضى از مفسّران درباره آيهء
« وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ »
« 6 » مىگويند به معناى « تخافون » مىباشد . بعد مىگويد : معناى خوف را به « رجاء » تنها زمانى يافتم كه با جحد باشد و اگر چنين باشد ، خوف به معناى رجاء و خوف مىباشد و رجاء هم ، چنين
هامش
( 1 ) - حوزهء معنايى داراى حد و مرز قطعى نيست بلكه بدون نظام مشخّصى كم و زياد مىشود كه تابع بافتهاى مختلف مىباشد ؛ و از آن‌جايى كه اين بافتها هرگز از طريق تجربه و پيش‌بينى قابل شمارش نيست ، اين مرزها هم قابل پيش‌بينى نيستند . ( 2 ) - مادهء رجا . ( 3 ) - نوح ( 71 ) ، آيهء 13 : چرا شما براى خدا عظمت قائل نيستيد ؟ ! ( 4 ) - [ زمانى كه زنبور او را نيش زد ، هراسى به دل راه نداد و براى به دست آوردن عسل به كندو دست يازيد ] . ( 5 ) - وقتى با دفاع كننده روبه‌رو مىشوى ، نمىترسى ؛ چه هفت تايى روبه‌رو شوند چه تنها ! ( 6 ) - نساء ( 4 ) ، آيهء 104 : و حال آنكه شما چيزهايى از خدا اميد داريد كه آنها اميد ندارند .