است . مثل آيهء
« لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ »
« 1 » . و همچنين آيه
« لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً »
« 2 » . و آن شعر ابو ذوئيب را خواند :
« إذا لسعته النّحل لم يرج لسعها »
مىگويد : گفتن « رجوتك » جايز نيست وقتى قصد « خفتك » داشته باشى و « خفتك » هم جايز نيست وقتى قصد « رجوتك » دارى .
پس متن لسان العرب با متن المعجم المفهرس جز با توضيح بيشترى تفاوت ندارد ؛ چون در امور زير با هم اتّفاق دارند :
1 - « رجاء » بر آرزو دلالت دارد كه نقيض نااميدى است . ( دلالت رايج ) .
2 - « رجاء » گاهى بر خوف دلالت دارد .
3 - « رجاء » تنها در بافت منفى بر خوف دلالت دارد .
4 - تلاش براى تفسير رابطه بين دو معنا به اينكه ترس از عدم تحقّق آرزوست و همان سخن فرّاء است كه مىگفت : « معناى خوف را به معناى « رجاء » تنها با جحد يافتم و اگر اين چنين باشد ، خوف به معناى رجاء و خوف با هم است و همچنين است رجاء » .
5 - تفسير آياتى كه اين لفظ در آن آمده با پيروى از قاعدهء فرّاء .
6 - عدم وجود هرگونه اشاره به دلالت رجاء بر علم .
بنابراين لفظ « رجاء » در حوزهء معنايى گستردهاى در جريان است كه تا به امروز متضمّن چهار معناست : آرزو ، ترس ، علم و شك .
البتّه با اين ملاحظه كه تعداد اندكى از دانشمندان ( با توجه به متونى كه در دسترس است ) به معناى علم اشاره كردهاند .
قبلا هم بيان كردهايم كه چگونه معناى شك و علم در حوزهء معنايى اين لفظ وارد شده است .
پس معناى خوف كدام است ؟
هامش
( 1 ) - جاثيه ( 45 ) ، آيهء 14 : به روزهاى ( پيروزى ) خدا اميد ندارند .
( 2 ) - نوح ( 71 ) ، آيهء 13 : از شكوه خدا بيم نداريد .