واژگان وجوه در قرآن هم نياورده است . در عين حال به قاعدهء زبانىاى كه ابن انبارى در خصوص معناى « خوف » آورده است . يعنى « تنها با جحد مىآيد » ، پاىبند نيست . چون در مجموعهء وجه خوف آياتى چون
« وَ ارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ »
و
« مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ »
را آورده است كه ابن انبارى آنها را به معناى خوف نمىپذيرد چون بافت مثبت است .
وى در مسألهء ديگرى هم با ابن انبارى مخالف است ؛ كه همان تفسير آيه
« فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ »
مىباشد كه « رجاء » را در آن به معناى آرزو نمىداند بلكه به معناى خوف تفسير مىكند و تفسير اين آيه با عدم پاىبندى به قاعدهء بافت جحد سازگارى دارد .
اما المعجم المفهرس لألفاظ القرآن « 1 » ، بر عكس ابن جوزى قاعده را مىپذيرد و با او تنها در برشمردن دو معناى لفظ موافق است كه البته غير از معناى علم . در آن آمده است :
« رجاه يرجوه رجوا و رجاء و رجّاه : توقّعه و فيه مسرّة و اسم مفعول آن مرجوّ مىباشد ؛ رجاء به معناى خوف هم به كار مىرود ؛ چون شخص اميدوار بيم آن دارد كه آرزويش محقّق نشود . در قرآن به اين معنا - يعنى خوف - تنها با ساخت منفى آمده است » .
با ملاحظهء اين مطلب در المعجم درمىيابيم كه درپى تفسير رابطهء بين دو معنا - موضوع پرسش سوم ما - برمىآيد و چنين آورده است : « شخص اميدوار بيم آن دارد كه آرزويش تحقّق نيابد » ، چه اين تفسير را بپذيريم و چه نپذيريم ، اين سخن مؤيّد اين انديشه در وراى پرسش است كه ناگزير به وجود روابط معنايى بين واژگانى هستيم كه كاربردهاى آن با هم تداخل دارند ؛ اين روابط معنايى به مثابهء فضاهاى مشتركى يا تداخلهايى بين حوزههاى معنايى واژگان ، مثل شكل زير به نظر مىآيند :
هامش
( 1 ) - چاپ فرهنگستان زبان عربى ، قاهره مادهء « رجا » .