نخستين پرسشى كه هنگام خواندن آن به ذهن خطور مىكند اين است كه : چرا و چگونه زبانشناسان رجاء ( به معناى آرزو ) را از واژگان اضداد به شمار آوردهاند ؟ چون گاهى به معناى علم مىباشد .
فرض كنيم كه درست باشد و در برخى بافتها به معناى علم باشد ، آيا علم ضد رجاء است يا نااميدى ضد رجاء ؟ بنابراين تضاد كجاست ؟
شايد ملاك زبانشناسان در تضاد بين دو معناى رجا و علم ، جوهر معنا باشد نه ظاهر آن و اگر اين انديشه را بپذيريم كه معنا عمقى دارد غير از ظاهر آن و يا لفظ ، معنا و دلالت غير مستقيمى دارد كه از اين معنا گرفته مىشود . لذا لفظ « رجاء » ، معناى ظاهرى آن آرزوست و حقيقت معناى آن ، شك است و رابطه بين آنها بدين صورت است كه انسان هرگاه چيزى را آرزو مىكند ، يعنى نمىداند آيا به آن چيز دست خواهد يافت يا خير ؛ امّا وى مىخواهد به آن دست يابد و لذا به معناى « ارادة » در آرزو ، معناى « توقّع و انتظار » در اميد به آن اضافه مىشود .
پس وقتى مىگوييم به چيزى اميد داريم ، متضمّن اقرار ماست كه نمىدانيم آيا به آن خواهيم رسيد يا خير ؟ اين عدم شناخت همان شك است .
بدين ترتيب ( ظاهرا ) رجاء ضد علم است نه علمى كه ضد آن جهل است بلكه ضد معناى يقين است كه در جمله « أنا اعلم » پنهان مىباشد .
گويى هستهء داخلى دو معناى دو لفظ همان تضاد باشد .
اگر برخى بافتهاى لفظ رجاء كه متضمّن اشارهها يا نشانههاى زبانى يا موضوعى باشد ، يافت شود به ما در تفسير رجاء به معناى علم كمك مىنمايد و آنگاه از واژگان اضداد قلمداد خواهد شد ؛ نه اينكه به معناى آرزو و نااميدى با هم بلكه - بنا به تعبير گذشته - به معناى شك و يقين در بافتهاى مختلف مىباشد .
اين از آن چيزهايى است كه زبانشناسان را واداشته تا آن را از واژگان اضداد برشمارند و اين مطلبى است - چنانكه ديديم - به طبيعت ديدگاه به واژه و دلالت آن مربوط مىشود .
بنابراين چه چيزى آنها را واداشت تا رجاء را در برخى بافتها به معناى علم بگيرند ؟
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص١٥٣