آيا در اين آيات دليلى است بر برداشت معناى يقين از واژهء « ظنّ » ؟
امّا آيهء دوم ، بهتر آن است كه چنين باشد ؛ چون موسى ( ع ) پيامبرى است با رسالت الهى كه به آن ايمان دارد و ايمان دارد كه اگر از رسالت پيروى نكند « هلاك » خواهد شد .
وقتى بشناسيم گويندهء اين سخن داراى اين صفات است ، جايز نيست كه او را در چيزى كه مىگويد ، شاكّ به حساب بياوريم .
در برابر يقين موسى ( ع ) ، قلب فرعون است كه كافر و منكر رسالت مىباشد ؛ آيا اين قلب به آنچه كه مىگويد يقين دارد ؟ چه بسا فرعون آنچه را كه مىگويد بر آن اعتماد داشته باشد و لذا منكر رسالت گشت ، چون به شدّت بر اين باور است كه موسى ( ع ) دروغگوست ؛ اين مطلب ، « ظنّ » را به معناى يقين تبديل مىكند .
امّا اين تفسير از اين آيه با غفلت از بافتهاى ديگر داستان است ؛ بافتهايى كه در آن همين لفظ « ظنّ » و قهرمان آن « فرعون » آمده است ، و بيان مىكنند كه وى بر آنچه كه مىگويد اعتماد ندارد و درپى دليل حسّى است كه ظنّ او را تأكيد يا نفى نمايد .
وقتى قواعد تفسير زبانى متن حكم مىكند كه از بخشى از بافت در هنگام خواندن دلالت لفظ غفلت نورزيم ، اينجا هم به ما امكان نمىدهد كه ظنّ فرعون در اين آيه را به معناى يقين تفسير كنيم ؛ علىرغم اينكه با نگاه به ظاهر يكى از اين آيات ، منطقى به نظر مىرسد .
بنابراين « ظنّ » فرعون هرچند قوى باشد ، پندار است و « ظنّ » موسى در همهجا يقين ؛ چون او پيامبر و حامل رسالت است و معقول نيست كه حامل رسالت از كمتر از يقين بهرهمند باشد .
بدين ترتيب مىتوانيم اين آيه از سورهء اسراء را به مجموعهء نخست ضميمه سازيم تا موارد ظنّ به معناى يقين چهارده مورد باشد نه سيزده مورد .
با نگاهى به قرآن كريم به مواضع ديگرى برمىخوريم كه واژهء « ظنّ » در آن آمده است و همهء اين آيات ظن به وجه پيشين حمل مىشود كه شرح آن گذشت . و با توجه به اينكه از خلال تطبيق بخش عمدهاى از نقش بافت با اجزا و جوانب مختلفش در توجيه واژگان وجوه و تأثير آن در شكلگيرى اين دلالتها تبيين گشت ، نيازى به بيان بيشتر نيست .
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص١٥٠