در آيهء
« فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً »
« 1 » به معناى علم است كه به نظرم درست نيست ، چون « رجاء » هرگز از معناى شك خارج نمىشود ؛ ابو العباس همچنين براى ما سروده است :
فوا حزني ما أشبه اليأس بالرّجا * و إن لم يكونا عندنا بسواء
« 2 »
آيهاى كه به آن استدلال كردهاند ، دليلى براى آنها نيست چون معنايش چنين است : « هر كس كه به لقاى پروردگارش اميد بسته است . . . يعنى بدان طمع بسته است ولى يقين ندارد .
سهل سجستانى مىگويد : معناى « فمن كان يرجوا لقاء ربّه » چنين است : هركس كه از لقاى پروردگارش بترسد .
اين هم به نظر ما اشتباه است ، چون عرب رجاء را تنها با حروف جحد ترس مىداند .
شواهد اين سخن را برشمردهايم . نابغه گفته است :
مجلّتهم ذات الاله و دينهم * قويم ، فما يرجون غير العواقب « 3 »
يعنى : به غير آن اميد ندارند و يا از غير آن بيم ندارند .
. . . كنانه ، خزاعه ، نضر و هذيل مىگويند : لم أرج يعنى لم أبال . اگر كسى بگويد :
معناى آيه
« قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ »
« 4 » به معناى « ملاقو ثواب اللّه » مىباشد ، اين جايز است و ظن هم به معناى شك مىباشد .
با اين تأويل سخن كسى كه ظن را يقين مىشمارد ، باطل نيست چون آيهء
« أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ »
« 5 » ، به معناى شك نيست » .
اين متن پرسشهايى را برمىانگيزاند كه از جنبههاى انديشهء زبانشناسان در دو واژهء ظن و رجاء و دلالتهاى آنها پرده برمىدارد .
هامش
( 1 ) - كهف ( 18 ) ، آيهء 110 : پس هركس به لقاى پروردگارش اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد .
( 2 ) - امان از غم و اندوهم ، چقدر نااميدى به اميد شبيه است ؛ هرچند كه نزد ما يكسان نيستند .
( 3 ) - عزّت آنها صبغهء خدايى دارد و دينشان استوار و تنها از فرجام بيم دارند .
( 4 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 249 : كسانى كه به ديدار خداوند يقين داشتند ، گفتند . . .
( 5 ) - جنّ ( 72 ) ، آيهء 12 : و ما مىدانيم كه هرگز نمىتوانيم در زمين خداى را به ستوه آوريم .