إِلَّا يَخْرُصُونَ »
« 1 » .
8 -
« أَلا إِنَّ لِلَّهِ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَكاءَ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ »
« 2 » .
نخستين آيات اين مجموعه يعنى
« قُلْتُمْ ما نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ »
است كه در آن جملهء مشتمل بر ظنّ ميان دو جملهاى قرار گرفته است كه بر هر دو معناى شك احاطه دارد ؛ يكى جمله « ما ندرى ما السّاعة » مىباشد كه فعل ظن در آن در ضمن تركيب معروفى به نام اسلوب قصر آمده و ظن به سبب اين سبك نهايت علم آنها به قيامت را نشان مىدهد و بلافاصله در پى آن عبارت
« وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ »
براى تأكيد بر طبيعت علمشان به قيامت آمده است كه همان جهل بدان ( نفى علم ) مىباشد و منحصر است در اينكه تنها گمان و ترديد عقلى مىباشد و هرگونه يقين با تأكيد به واسطه ( باء ) نفى شده است .
بنابراين جملههاى قبل و بعد ، اجزاى بافت لفظ كه موضوع إشكال است ، از حيث لفظى با جملهء « ظنّ » ارتباط دارد و ادات آن « إن » و ضمير متكلم است كه در هر سه به صورت جمع تكرار شده است و از آن جهت كه جملهء دوم تفصيل جملهء نخست است ، با آن ارتباط معنوى دارد و جملهء دوم شرح و تفصيل آن مىباشد ؛ بنابراين ، اين جملهها بر نفى علم دلالت دارند و همچنين بر نفى يقين و يا تأكيد نفى هستند .
اين روابط زبانى بين اجزاى بافت - لفظى و معنوى - همان نشانههاى بافتى هستند كه موجب پيدايش اين فهم در دلالت لفظ در آيه شده است .
در آيهء دوم ، صورت ديگرى از اين نوع از نشانههاى بافتى تكرار شده است ؛ يعنى جملههاى قبل و بعد در آيه
« وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ
هامش
( 1 ) - همان ، آيهء 116 : و اگر از بيشتر كسانى كه در اين سرزمين مىباشند پيروى كنى ، تو راى از راه خدا گمراه مىكنند آنان جز از گمان خود پيروى نمىكنند و جز به حدس و تخمين نمىپردازند .
( 2 ) - يونس ( 10 ) ، آيهء 66 : بدانيد كه از آن خداست هركه در آسمانها و هركه در زمين است ، چه چيز راى پيروى مىكنند آنان كه مىخوانند ( مىپرستند ) به جز خدا شريكانى راى و مشركان ( در پرستش شريكان ) پيروى نمىكنند جز پندار راى و نيستند ايشان مگر آنكه تخمين مىزنند .