بنابراين ترجيح يكى از دو وجه بدون متونى كه كمك نمايند ، دشوار است چون شك به دليل كثرت استعمال خواهد بود و تهمت هم به دليل مبالغه در تقبيح .
در هر حال هيچيك از اين دو از ديگرى دور نيست ، چون شكّى كه در تقبيح آن مبالغه شده و از آن به لفظ « ظنّ » نهى شده است ، به تهمتى كه از آن نهى شده است نزديك مىباشد و اين همان متن كمك كننده است .
اما آيهء
« إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ »
« 1 » و اين حديث در يك بافت موضوعى واحد به گمان من آمده است . و اللّه اعلم .
با ملاحظهء چنين اشارهها و دلايل بافتى ، در صفحههاى بعدى بافتهايى را خواهيم خواند كه در آنها « ظنّ » به شك تفسير شده است . يعنى در باب ( معناى اصلى ) خود آمده است ؛ اين قرائت البتّه درپى بررسى اشارههايى خواهد بود كه مفسّران را به ترجيح اين وجه در آن مواضع سوق داده است نه مواضع ديگر .
اين بافتها را مىتوانيم به اعتبار نوع اشاره يا دليل به سه قسم تقسيم نماييم .
قسم اوّل
شامل هفده موضع مىشود كه بافتهاى آن دربردارندهء جملههاى تفسيرى يا تأكيدى هستند و بعد از جمله « ظنّ » مىآيند ؛ در اين جملهها نقيض شك نفى مىشود و در يقين و يا علم يا حق نمايان مىگردد و در برخى تأكيدى است به معناى شك با واژگانى كه از حيث دلالت به آنها نزديك است و در برخى نهى از گمان يا ذمّ آن مىباشد .
در اين قسم مىتوانيم به مجموعههاى كوچكى هم دست يابيم كه بافتهاى درونى در هر يك از آنها ، به شباهتهايى در ارزشهاى معنايى كه متضمّن اشاراتى هستند ، مرتبط مىباشند :
1 -
« وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَ فَلَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَ كُنْتُمْ قَوْماً مُجْرِمِينَ . وَ إِذا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ السَّاعَةُ لا رَيْبَ فِيها قُلْتُمْ ما نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَ ما
هامش
( 1 ) - حجرات ( 49 ) ، آيهء 12 : پارهاى از گمانها گناه است .