بار ديگر به حديث « الظنّ أكذب الحديث » بازمىگرديم .
اين جملهاى كه در آن « ظنّ » به كار رفته است و جملهء قبل از آن « ايّاكم و الظّن » ، دو جزء از بافت هستند كه سهم زيادى در ايجاد دلالت مبهم لفظ دارند كه اين به نقش جملههاى قبل و بعد بازمىگردد .
جملهء نخست « ايّاكم و الظّن » ، نهى است . نهى هم منع كردن از چيزى است ؛ اگر به آن در بافت كلى متن نظر بيفكنيم ، آن را تشريعى خواهيم يافت كه همهء امرها و نهىها بخشى از آن آمده است و درمىيابيم ، آنكه اين تشريع را وعده نموده است تنها از فساد يا ضررى نهى نموده است .
جملهء بعدى ، تفسيريّه است « فانّ الظنّ أكذب الحديث » ؛ و « ظنّ » به صفتى زشت يعنى دروغ ، در احكام اين تشريع توصيف شده است و اين تقبيح هم در ساخت « أفعل » تفضيل آمده است تا در ارزش آن مبالغه شود .
اين چيزى است كه تركيب به ما ارائه مىكند ؛ خود لفظ چه چيز به ما مىدهد ؟ در برابر ما انتخابهاى مشهورى چون حسبان ( شك ) و يقين ( علم ) و همچنين تهمت و دروغ هم وجود دارد .
امّا دروغ ، كاملا بعيد و دور از ذهن است چون در عبارت « الكذب أكذب الحديث » هيچ ارزشى ندارد . يعنى توصيف دروغ به دروغ بىمعناست . پس معنا بايد غير از دروغ باشد .
امّا يقين ، كه معنايى است حكمى كه اين متن بخشى از آن است آن را ناپسند نمىشمرد و همچنين از علم هم نهى نمىكند و ممكن نيست كه آن را به دروغ وصف نمود و در عين حال هم به آن تشويق و به كسب آن ترغيب نمايد .
پس دو معنا مىماند : شك و اتّهام .
حق آن است كه اين دو معنا را مىتوان از متن دريافت ؛ با اينكه اتّهام قبيحتر است ، چون اتّهام به مردم مربوط است امّا شك تنها فكر كردن يا ترديد در نفس مىباشد و از آن خارج نمىشود ؛ امّا اتّهام همان بدگمانى است كه از آن نهى شده است . با اين همه در كاربرد قرآنى « ظنّ » ، معناى شك غالب است نه اتّهام .
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص١٣٧