تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
اينها همان بافتهايى هستند كه ظنّ در آنها در سيزده موضع در قرآن به معناى علم يا يقين تفسير شده است . با اين بررسى مطالب زير براى ما روشن مىگردد : 1 - سخن در درستى معناى علم [ براى واژهء « ظنّ » ] در يازده مورد موجّه است اگر اين معنا با فهم ما از بافت عام قرآن هماهنگ باشد و ملاحظات بافتى ديگر در هر يك از آن مواضع آن را تأييد نمايد . 2 - « ظنّ » ، تنها در دو آيهء ( بقره / 230 ) و ( يونس / 24 ) ترجيحا در « باب خود » آمده است ، اگر معناى يقين با بافت كلّى و موضوعى كه اين لفظ در آن آمده ، تناسب نداشته باشد و نشانه‌ها يا دلايل زبانى كه ما را به فهم معناى يقين سوق دهد ، ظاهر نباشد . 3 - مفعول فعل « ظنّ » ، نقش زيادى در تعيين دلالت فعل ايفا مىنمايد و ديگر نشانه‌هاى زبانى در تكوين فهم دلالت لفظ چند وجهى مشاركت دارند . 4 - عناصر غير زبانى هم وجود دارند كه بافت زبانى را در فهم و توليد دلالتها تأثير مىدهد ؛ از جمله اين عناصر چيزى است كه اصطلاحا آن را بافت كلى و بافت موضوعى مىناميم .

شك

شك ، نقيض و ضد يقين است . « ظنّ » به معناى شك بيشتر از يقين به كار رفته است و لذا شك معناى اصلى يا اصل اين باب به حساب مىآيد ؛ همان معناى تعبيرى است كه ابو حيان آن را « الظنّ هنا على بابه » به كار برده است و باب اصلى آن همان شك است . وقتى مىگوييم « يشكّ » دو احتمال ، هر دو ترجيح دارند و تقريبا در قدرت با هم مساويند ؛ اما وقتى مىگوييم « يظنّ » يعنى گمان و پندار ، كه نفس به اعتقاد يكى از دو امر گرايش دارد ؛ اين به اعتبار اين‌كه نزد شخص صاحب ظن برترى دارد كه همان مفعول ظن است . بنابراين - چنان‌كه ديديم - مفعول ، يكى از نشانه‌هاى بسيار مهم بافتى براى مفسّر يا خوانندهء متن در استدلال بر گونه‌ها در تفسير لفظ مىباشد .