تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
يَتَفَكَّرُونَ »
« 1 » . اما آيهء نخستين ، مفعول ظن در آن امرى است مربوط به آينده :
« إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ »
، و از مبانى اساسى عقيدهء مسلمانان - كه در اين آيه از آيات احكام موردنظر هستند - آينده و غيب كه تنها خداوند از آن خبر دارد مىباشد ، يك مسلمان تنها در حد چيزى فراتر از شك از خبر دارد ؛ آدمى مىپندارد كه حدود الهى را اقامه خواهد كرد و پروردگارش را مىخواند تا وى را بر اين كار توانايى دهد ؛ پس غلبهء ظن در اين‌جا همان تكيه كردن بر آن است نه چيز ديگر . برداشت معناى علم از ظن در اين‌جا با برداشت از روح خطاب در متن منافات دارد ؛ اين روح از تعاليم دينى برگرفته مىشود كه قرآن به منزلهء بيان و تفصيل آن نازل شده است و اين روح و آن تعاليم در تصوّر و فرضيهء مفسّر بايد مدّنظر باشد تا ديدگاه وى نسبت به متن محدود به حدود فهم تركيب ( جمله ) ، جداى از بافت عمومى آن نباشد . امّا آيهء دوم ، كه بعد از ظن و مفعول آن مىآيد :
« ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها »
، ولى ناكامى اين ظنّ و گمان از آن فهميده نمىشود . قبلا هم براى ما روشن گشت كه كاربرد قرآنى اين لفظ به معناى « علم اليقين » است ، وقتى كه فعل بر مفعولش واقع شود و بافت آن را تأييد مىكند و يا حوادث پيرامون متن آن را اثبات مىنمايد . در اين آيه ، مفعول با درستى عقيده منافات دارد و حوادث بعدى
« أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً »
آن را نقض مىكند ؛ بلكه قصّه در راستاى بيان خطاى ظنّ آنها جريان دارد و لذا نمىتوان آن را به علم توصيف نمود . براى همهء اينها ، وجه بهتر آن است كه ظن در اين آيه در باب خود آمده باشد . ابو حيّان مىگويد : « گفته شد به معناى « أيقنوا » مىباشد ولى سخن درستى نيست » « 2 » .
هامش
( 1 ) - يونس ( 10 ) ، آيهء 24 : در حقيقت مثل زندگى دنيا بسان آبى است كه آن را از آسمان فروريختيم ، پس گياه زمين از آنچه مردم و دامها مىخورند با آن درآميخت تا آن‌گاه كه زمين پيرايهء خود را برگرفت و آراسته گرديد و اهل آن پنداشتند كه آنان بر آن قدرت دارند شبى يا روزى فرمان ويرانى ما آمد و آن را چنان درويده كرديم كه گويى ديروز وجود نداشته است . اين گونه نشانه‌هاى خود را براى مردمى كه انديشه مىكنند به روشنى بيان مىكنيم . ( 2 ) - البحر المحيط ، ج 6 ، ص 38 .