« داوود متنبّه شد كه اين دو مرد تلويحا وى را منظور داشتهاند و اين كنايه و تمثيل « 1 » است ؛ سپس به تفصيل به توبه و آمرزش مىپردازد ؛ مثل آنچه كه در آيهء قبل به توصيف آن پرداخته است . بدين شكل : « فظنّ داود انّما فتنّاه »
« فاستغفر ربّه » .
« و خرّ راكعا و أناب » .
و بعد از اين قبول توبه مىآيد .
در سوره توبه - آيهء بازماندگان - قبول توبه را قبل از قصّه و بعد از قصّه آورده است ؛ چون آيه اساسا براى تبرئهء آنان و اعلام آمرزش براى آنها غير از آنچه كه در داستان داود آمده ، نازل شده است .
اين ملاحظه از نمونههاى تأثيرهاى روشن بافت موضوعى در سبك بافت زبانى است ؛ پس اختلاف بين دو موضوع ، علىرغم وحدت شيوهء انسانى - چنانكه ديديم - ميان دو سبك داستان مختلف آمده است . بافت نخست چنين است :
« لَقَدْ تابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ . . .
« ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ . . .
« وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا . . .
« إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ »
.
قبول توبه در اينجا همان موضوع اصلى متن است و شيوهء انسانى يعنى شيوهء داستان داوود با آن در آميخته است كه از موضوع قبول توبه متفاوت است و لذا ذكر قبول آن بسيار مختصر آمده است :
« فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ »
.
ملاحظه مىشود در سخن خداوند
« وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ »
بيانى است براى منزلت پيامبر خداوند ، داوود و قدر و منزلت او نزد خداوند كه آگاهى بخشى خداوند به
هامش
است و بسيارى از شريكان هستند كه در حق يكديگر ستم مىكنند ، مگر كسانى كه كارهاى شايسته پيش گرفته باشند ، و ايشان [ به واقع ] اندك شمارند .
( 1 ) - حاشية الجمل ، ج 3 ، ص 569 .