اختلاف در مصادر ما را به پاسخ مثبت اين پرسش اخير نزديك مىسازد كه احتمال دومى را ترجيح مىبخشد و - حتى تاكنون حداقل - دليل قطعى وجود ندارد كه وجه برتر را يقين قرار داد .
اگر لفظ واحد باشد ، پس چرا معانى متعدد است ؟ وقتى هدف نخستين زبان ، وضوح بخشيدن براى آسان نمودن ارتباط بين مردم مىباشد و اگر تعداد واژگان شبيه به هم كافى است ، آيا اين با انديشهء ريشهء واحد كه از مهمترين انديشههاى ساخت لفظى زبان عربى است ، متناقض است ؟
به دور از اين تفكّر انتزاعى ، ما نمىتوانيم « تهمت » را از معانى « ظنّ » در ساخت صرفىاش مثل مصدر فعل « ظنّ ، يظنّ ظنّا » به حساب آوريم ، چون به معنى مصدر فعل « ظنّ يظّن ظنّة » مىباشد . اين يك نكته است .
اما دوم ، قاعده پيشين ابن انبارى است كه مىگفت : « واژه زمانى از اضداد است كه بر دو معناى متضاد دلالت كند و واژهء واحد در دو باب ؛ هرگاه دو لفظ مختلف باشند از اضداد نخواهند بود » .
پس لفظ واحد همان ساختار صرفى واحد است ولى مطلب در اينجا چنين نيست و قاعده دربارهء مشترك هم عقبنشينى خواهد كرد ؛ پس لفظ مشترك نيست مگر اينكه لفظ آن در بخشهاى متفاوت معانىاش ، واحد باشد .
بهطور كلى زبانشناسان و مفسّران در تطبيق اين قاعده ، على رغم اينكه اساس و مبنايى است كه انديشهء اشتراك بر آن بنا شده است ، جديّت نورزيدهاند و در بيشتر مواضع به ملاحظهء چند معنايى در درون ريشه اكتفا كردند و از ساختار صرفى غفلت ورزيدند و اگر اين روش را در تطبيق عموميّت بخشيم ، واژگان عربى ، همه را جزو مشترك قرار خواهيم داد .
در هر حال « ظنّ » غالب آن است كه معناى « تهمت » به ريشهء لفظ « ظنّ » با توسّل جستن به عمق بخشيدن « ظن » در جهت منفى حتى رسيدن به عدم اعتماد ، مىرسد و « تهمت » بعد از آن مىباشد .
دروغ
اما معناى دروغ كه دانشمندان آن را در دو موضع بيان كردهاند :