تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
1 - در آيهء
« وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ »
« 1 » . ابن انبارى مىگويد « 2 » : « اگر « ظن » به معناى دروغ باشد ، مىگوييم : ظنّ فلان يعنى كذب . خداوند هم مىفرمايد :
« إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ »
يعنى « إن هم إلّا يكذّبون » و اگر به معناى شك باشد ، هر دو مفعول يا جانشين مفعول را مىگرفت » . آيا اين شرط بدين معناست كه هرچه دو مفعولش « ظن » را نگرفت به معناى « كذب » مىباشد ؟ يا به معناى مخالف معناى رايج لفظ ؟ در متن ابن انبارى توضيح روشنى نيست كه پاسخ اين پرسش را براى ما روشن سازد و آيا هر ظنّى در اين تركيب ( إن هم الّا يظنّون ) به معناى كذب است ؟ يا اين تفسير تداعى تفسير آيهء
« إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ »
مىباشد ؟ آيا « خرص » در اين آيه به معناى كذب است ؟ - در آنچه كه بحث آن دربارهء الفاظ خواهد آمد - تأثيرات متقابلى بين تفسيرهاى فرضى برخى بافتهاى با تركيب مشابه را ملاحظه مىنماييم . در صفحه‌هاى بعد به بحث تفسير اين آيه خواهيم پرداخت . 2 - آيهء
« وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ »
« 3 » . اين آيه در تفسير « ظن » در آن متفاوت است ، مثل بسيارى از آياتى كه در آن اين واژه آمده است ؛ به‌ويژه اين‌كه ورود آن به معناى غير رايج - چنان‌كه خواهيم ديد - جدا مكرّر است . ابو حيّان « 4 » مىگويد : معناى « يظنّون » به قول مجاهد « يكذبون » است . ديگران هم گفته‌اند : « يحدّثون » عده‌اى هم گفته‌اند « يشكّون » كه همان تردّد بين دو امر است كه يكى از آن دو بر ناظر در آن دو ترجيح ندارد ؛ بهتر است كه آن را بر موضوع اصلى آن حمل كرد و آن ترجيح يكى از دو امر بر ديگرى است ؛ چون حمل آن بر يقين ممكن نيست و ترجيح نزد آنها
هامش
( 1 ) - جاثيه ( 45 ) ، آيه 24 : گفتند غير از زندگانى دنياى ما چيز ديگرى نيست مىميريم و زنده مىشويم و ما را جز طبيعت هلاك نمىكند . ولى به اين مطلب هيچ دانشى ندارند و جز طريق گمان نمىسپرند . ( 2 ) - الاضداد ، ص 15 . ( 3 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 78 : و بعضى از آنان بىسوادانى هستند كه كتاب خدا را جز خيالات خامى نمىدانند و فقط گمان مىبرند . ( 4 ) - ابو حيّان اندلسى ، البحر المحيط ، چاپ اوّل ، دار الفكر ، بيروت 1993 .