5 - دروغ : در آيهء
« إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً »
« 1 » . فرّاء اين معنا را براى « ظن » گفته است .
تفاوت بين دو متن ابن انبارى و ابن جوزى آن است كه ابن جوزى به معانى ابن انبارى گمان و پندار را هم افزوده است .
اين مسأله ايجاب مىكند كه برخى از معانى مثل شك و پندار را كه آن را به گمان تفسير كرده و هر دو ضد يقين است ، تعيين نماييم .
شايد منظور ابن جوزى از پندار ، شكى است كه يكى از دو وجه احتمال بر ديگرى قوىتر است و مرادش از شك آن است كه يكى از دو كفّه بر ديگرى برترى ندارد و لذا اين بخش را با تعريف از ظن زينت مىبخشد و مىگويد « 2 » : « ظن در اصل قدرت يكى از دو چيز بر نقيض آن نفس است [ لذا پندار را در معناى چهارم اشاره كرده است ] . فرق بين آن و شك آن است كه شك ، ترديد در دو امرى است كه هيچيك بر ديگرى برترى ندارد .
اين مجموعه كامل نمىشود مگر به معناى سوم يعنى « ريب » ؛ « ريب » همان نيروى يكى از دو گمان در جنبهء سلبى است ؛ پس سه كلمه داريم كه بر يك خط معنايى واحد واقع مىشوند . يعنى :
حسبان شك ريب ( پندار )
حسبان به معناى ظن و ريب است و در دو جهت متضاد شك كه اصل و منبع آن دوست در تحوّل است و حول محور آن به ميزان تفاوت درجهء دورى يا نزديكى آن دو در جريان است .
در همهء اين حالات ، مقابل بىواسطهء يقين ، شك است و مقابل و ضد آن مىباشد و از طرف ديگر ، وقتى چيزى در گمان ترجيح مىيابد و يا آنچه كه مورد شك است ، ترجيح مىيابد ما در حالت نزديكى با يقين و دورى از شك هستيم و اين دو ضدهايى است كه آدمى
هامش
( 1 ) - نجم ( 53 ) ، آيهء 28 : جز گمان خود را پيروى نمىكنند و در واقع گمان در وصول به حقيقت هيچ سودى نمىرساند .
( 2 ) - نزهة الاعين ، ص 424 .