1 - ظن
لفظ « ظن » در زبان عربى به چهار معناست . دو معناى متضاد ، يكى به معناى شك و ديگرى يقين كه شكى در آن راه ندارد و دو معنايى كه متضاد نيستند : يكى دروغ و ديگرى تهمت « 1 » .
اين لفظ از الفاظ فراوانى است كه در قرآن آمده است و لذا طبيعى است كه مورد توجّه مفسّران قرار گيرد كه واژگان چند معنايى قرآن را گردآوردند و بر آن « واژگان وجوه » نام نهادهاند . ابن جوزى آن را بر پنج معنا مىداند « 2 » :
1 - شك : در آيهء
« إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ »
« 3 » و
« إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا »
« 4 » .
2 - يقين : در آيهء
« الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 5 » . . . و
« قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ »
« 6 » و
« إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ
« 7 » . . . و
« وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ »
« 8 » و
« إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ »
« 9 » .
3 - تهمت : در آيهء
« وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ »
« 10 » . يعنى « بمتهم » .
4 - پندار : در آيهء
« وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ »
« 11 » و
« إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ »
« 12 » . يعنى « حسب » .
هامش
( 1 ) - الاضداد ، ص 15 تا 41 .
( 2 ) - نزهة الاعين ، ص 425 و 426 .
( 3 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 78 : و فقط گمان مىبرند .
( 4 ) - جاثيه ( 45 ) ، آيهء 32 : جز گمان نمىورزيم .
( 5 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 46 : همان كسانى كه مىدانند با پروردگار خود ديدار خواهند كرد و به سوى او باز خواهند گشت .
( 6 ) - همان ، آيهء 249 : كسانى كه به ديدار خدا يقين داشتند گفتند .
( 7 ) - همان ، آيهء 230 : اگر آن دو پندارند كه حدود خدا را برپا مىدارند .
( 8 ) - ص ( 38 ) ، آيهء 24 : و داود دانست كه ما او را آزمودهايم .
( 9 ) - حاقه ( 69 ) ، آيهء 20 : من يقين داشتم كه به حساب خود مىرسم .
( 10 ) - تكوير ( 81 ) ، آيهء 24 : و او در امر غيب بخيل نيست .
( 11 ) - فصّلت ( 41 ) ، آيهء 22 و 23 : ليكن گمان داشتيد كه خدا بسيارى از آنچه را كه مىكنيد نمىداند و همين بود گمانتان كه دربارهء پروردگارتان برديد .
( 12 ) - انشقاق ( 84 ) ، آيهء 14 : او مىپنداشت كه هرگز بر نخواهد گشت .