« 272 - از آنچه كه از قرآن دو تفسير متضاد مىشود آيه
« وَ بَيْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ »
« 1 » .
گفته مىشود اصحاب اعراف گروهى از امت محمّد ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) هستند كه نيكى و بديشان مساوى است ؛ به خاطر گناهان از بهشت محرومند و به خاطر نيكيها از آتش ؛ لذا آنها بر ديوارى ميان بهشت و جهنم هستند و هرگاه به بهشتيان مىنگرند مىگويند : السّلام عليكم و هرگاه به جهنّميان نظر كنند مىگويند :
« قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »
« 2 » . . . از پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) درباره اهل أعراف پرسيده شد ؛ فرمودند : آنها گروهى هستند كه در راه خدا به سبب نافرمانى پدرانشان كشته شدند ؛ نافرمانى پدرانشان آنها را از بهشت مانع مىشود و كشته شدن آنها در راه خدا آنها را از جهنم مانع مىگردد . برخى از مفسّران هم گفتهاند : « اهل أعراف ، فرشتگان هستند . . . » . در اين اختلاف هيچ تضاد يا إشكال زبانى وجود ندارد .
مثل اين دربارهء واژهء « طه » هم گفته است « 3 » .
« 314 - آنچه كه از قرآن دو تفسير متضاد شده است آيهء « طه » مىباشد . برخى از مفسران گفتهاند به معناى « يا رجل » به زبان سريانى است و ديگران گفتهاند : به معناى « يا رجل » به زبان عكّ . . . اخنس گفته است : « طه » نشانهء پايان يافتن سوره از سورهء قبلى است .
فرّاء گفته است : « طه » به منزلهء « ألم » است كه خداوند بلند مرتبه با آن آغاز نموده و با آوردن آن از تمام حروف قاموس بىنياز شد تا به عربها بگويد كه خداوند قرآن را به زبانى نازل كرده است كه از آن آگاهند » .
مشكل در اينجا هرچند موضوع آن لغوى است يعنى واژهاى از واژگان زبان ، ولى خالى از تضاد است ؛ چه رسد به تعدّد معنايى . اين تنها ، رمزى زبانى و قرآنى است كه معناى مشخّصى ندارد اينكه كلمات دلالت زبانى مشهورى ندارند بلكه غالبا دلالت آنها رمزى
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) ، آيهء 46 : ميان آن دو گروه حايلى است و بر اعراف مردانى هستند كه هر يك از آن دو دسته را از سيمايشان مىشناسند .
( 2 ) - همان ( 7 ) ، آيه 47 : مىگويند : « پروردگارا ما را در زمرهء گروه ستمكاران قرار مده » .
( 3 ) - الاضداد ، ص 404 .