تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
* أعمى نهار أعمى * و أمّا ليله فبصير ليل بصير صفات در اين‌جا ( فاعل ، فعلان ، أفعل و فعيل ) مواد زبانى و ساختهاى صرفى هستند كه به كاركردهاى معنائى غير مألوف مىپردازند و اگر به شكل زير مىآمدند ، چنين نبودند : رجل نائم بليل ، رجل خائف من هذا السبيل ، عزمت على الامر ، قضى النّهار ظمآن ، رجل أعمى و رجل بصير . پس حد فاصل بين دلالت واژه ، مألوف يا غير مألوف در حقيقت واژگان پيشين و پسين اين واژه هستند و اين همان معناى عام بافت زبانى است و اگر بافت دچار تغيير گردد ، اين ساختها يا واژگان - به‌طور كلى - چند معنايى به حساب نمىآيند . اين همان چيزى است كه آن را « نقش بافت در تعيين دلالت واژگان چند معنايى » مىناميم . امّا مجاز گويى در چنين حالاتى ، نفى پديدهء چند معنايى نيست . ثانيا بسيارى از واژگانى كه ابن انبارى ذكر كرده است ، معانى آنها غير متضاد است و رابطهء ظاهرى بين آنها نيست كه بتوانيم آنها را نوع واحدى تقسيم نماييم . از نمونه‌هاى آن‌كه ابن انبارى آورده چنين است « 1 » : 225 - « صلاة » از اضداد است . به مساجد مسلمانان « صلاة » مىگويند و به كنيسهء يهوديان هم « صلاة » در قرآن آمده است :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى
« 2 » . . . كه مراد آن است : « به محل نماز نزديك نشويد » . اين تفسير ابو عبيده « 4 » و ديگران است . همچنين خداوند فرموده است :
« لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ »
« 3 » . « صلوات » در اين‌جا منظور كنيسه‌هاى يهوديان است و مفرد آن « صلاة » مىباشد . در شعرى هم آمده است :
هامش
( 1 ) - الاضداد ، ص 338 . ( 2 ) - نساء ( 4 ) ، آيهء 43 : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد . ( 3 ) - حج ( 22 ) ، آيهء 40 : صومعه‌ها و كليساها و كنيسه‌ها و مساجد سخت ويران مىشد . ( 4 ) « ابو عبيد » شخصيت ديگرى است .