است . در هر حال اين اختلاف طولانى است كه اينجا مجال بررسى آن نيست و مسأله ، مسألهء يك واژه زبانى با چند معنا - برخى يا همهء آنها - و يا تضاد نيست .
بر خلاف آيات ، ابن انبارى تعابير زبانى از قبيل « أقسمت أن - نشدتك اللّه أن » را هم ذكر كرده است « 1 » .
همچنين برخى از ابيات را كه در معناى آنها اختلاف است ، آورده كه در آنها لفظى كه ذاتا از اضداد باشد ، وجود ندارد .
از جمله « 2 » :
« 238 - و از شعرهايى كه دو تفسير شبه متضاد شده است اين بيت مىباشد :
أيام أبدت لنا جيدا و سالفة * فقلت لها أنّى لها جيد ابن أجياد « 3 »
به دو روايت متفاوت روايت و به دو تفسير متفاوت ، تفسير شده است .
ابن سكيّت آن را چنين روايت كرده است : « أنى لها جيد ابن أجياد » با اضافه كردن « جيد به ابن » . يعنى گردنى همچون گردن اين آهويى دارند كه در اين كوه زندگى مىكنند .
ديگران روايت كردهاند : « أنى لها جيد ابن أجياد ( به رفع ابن ) . و معنايش چنين است :
شگفتا از اين گردنهاى زيباى نيكو و در كمال متناهى ؟
گفتهاند : أجياد اسم كوهى نيست بلكه به معناى گردنهاست و « جيد » به خاطر مبالغه به آن نسبت داده شد . چنانكه مىگوييم : « هذا درهم ابن دراهم . . . » .
ملاحظه مىشود اختلاف در معنا در اين بيت ناشى از اختلاف در روايت است و اشتراك يا چند معنايى تنها در يك لفظ مىباشد و اگر تغيير پيدا كند ، از باب مشترك نيست .
ابن انبارى شعر و آيات را ذكر كرده است و مراد وى از « حرف » و « لفظ » معنايى فراتر از كلمه مىباشد ؛ گويى مراد وى از لفظ همان است كه ابن مالك در الفيه آورده است :
كلامنا لفظ مفيد كاستقم * و اسم و فعل ثمّ حرف الكلم « 4 »
هامش
( 1 ) - همان ، ص 200 و 201 .
( 2 ) - همان ، ص 355 .
( 3 ) - زنانى كه گردن و جاى بستن گوشواره را به ما نشان دادند و گفتم شگفتا از اين گردنهاى زيبا و يا گردنى همچون گردن اين آهوان دارند .
( 4 ) - كلمه ، لفظى است مفيد معنا ؛ مثل فعل « استقيم » و بر سه قسم است : اسم و فعل و حرف .