تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
كاربرد زبانى مربوط است ، وارد مىشود . مثلا صيغهء مبالغه كه گاهى به معناى اسم فاعل يا اسم مفعول به كار مىرود و گاهى بر اسم آلت اطلاق مىشود . مثل : كسّارة ، حمّالة ، نظّاره ، درّاسة كه از ساخت فعّالة مىباشند . آنچه كه در تمام اينها تعيين كنندهء معناست ، بافت مىباشد ؛ چون [ در مثال گذشته ] شب نمىخوابد بلكه خواب از فعاليتهاى موجودات زنده است و آدمى اراده مىكند نه مسأله يا امرى . 2 - مطلب دوم كه از اوّلى جدا نيست و به مفهوم تضاد در اين نوع از چند معنايى وابسته است ، اين نوع از چند معنايى حامل تضاد در معنا نيست بلكه صرف اختلاف است و اين هم به اعتبار معنا مىباشد ؛ چون « اللّيل النائم » ضد آن « اللّيل المنوم فيه » نيست بلكه ضد آن « اللّيل الساهر » مىباشد . اين بدان معنا نيست كه كاربرد اين نوع از واژگان كاملا خالى از تضاد است . حقيقت آن است كه هر يك از اين واژگان دو كاركرد صرفى دارند كه يكى از اين دو كاركرد در مقابل ديگرى است . ( كاركرد فاعلى و كاركرد مفعولى ) . اين واژگان ، داراى ساختهاى صرفى مشخّص‌اند و مطابق نظام ساخت لفظ در زبان عربى و نقش آن در تكوين معناست ؛ اين ساختها مشاركت محدودى با كاركرد آنها دارد و اسم فاعل بر فاعل دلالت دارد . اگر مثلا واژه‌اى بگوييم همچون « نائم » و ساكت شويم ، شنونده مىفهمد كه در آن‌جا شخصى است كه در زمان حال يا آينده به عمل خوابيدن مىپردازد . پس كاركرد اين ساختهاى صرفى ، همان دلالت بر فاعليّت است ؛ اگر اين ساختهاى صرفى با كاركرد معنايى مشخّص در بافت وارد شوند ، فهم معناى فاعليّت از آنها در بافت مشكل است بلكه ممكن است معناى مفعولى به جاى فاعلى و يا بر عكس فهميده شود . لذا مىگوييم : تعدّد در كاركرد معنايى است كه اين ساختهاى صرفى به آن مىپردازد . اگر فاعليت و مفعوليّت را دو كاركرد متضاد به حساب آوريم - با اين‌كه اين دو متضاد نيستند بلكه متقابل هستند - بنابراين تضادى داريم كه ساختار دربردارندهء دلالت مىباشد و ريشه يا ماده دربردارندهء آن معنا نيست .