بنابراين مبناى اشكال اين است : چند معنايى در كجا قرار مىگيرد ؟
چند معنايى در اينجا در معناى ساخت صرفى نهفته است نه در معناى مادّهء زبانى ( ريشه ) .
اگر دلالت در زبان عربى از عناصر زير يعنى :
يك - دلالت ريشه ( مادهء زبانى ) .
دو - دلالت ساخت صرفى .
سه - دلالت كاركرد در تركيب .
چهار - هماهنگى دلالتهاى واژگان ديگر در متن يا در بافت ، تشكيل شود پس چند معنايى در اين نوع جزئى خواهد بود نه كلّى . لذا مىتوانيم پديدهء چند معنايى در زبان عربى را بر مبناى مركز چند معنايى ( تعيين مكان وقوع آن ) تقسيم نماييم و آنهايى كه چند معنايى آن در تمام اجزاى تشكيل دهندهء معنا نباشد ، چند معنايى در آن جزئى است نه كلّى .
3 - ابن انبارى با برشمردن واژگان اضداد يعنى به اعتبار اينكه واژگان چند معنايى مىباشند ، احتمال مجاز بودن را در اينجا منتفى مىداند چون اين دلالت را معناى حقيقى لفظ به حساب مىآورد . ابن انبارى مجاز را در اينجا نفى مىكند ؛ على رغم اينكه غيرمستقيم به آن تصريح دارد .
در اينجا نفى مجاز ، حوزهء مجاز در زبان را به نفع گسترش حوزهء فاعليّت واژگان زبان از جنبهء دلالت محدود مىسازد .
اين مطلب باب تازهاى را براى ارائهء يك فرضيهء نظرى ديگر مىگشايد كه پديدههاى زبانى از اين قبيل به واسطهء آن تفسير مىشوند ؛ چه اينكه اين باب - از ديدگاه جديد - بحثى در دلالت واژگان مفرد به حساب آيد و چه براى دلالت واژگان به منزلهء بخشى از معناى كلى كه همان دلالت بافت يعنى حاصل دلالتهاى واژگان همجوار باشد .
4 - با ملاحظهء بافتهاى موجود در مثالهاى پيشين ، تأكيدى است به نتيجهء پيشين .
* و ما ليل المطى بنائم ليل نائم
* سبيله خائف جديب سبيل خائف
* فاذا عزم الامر أمر عازم
* نهارهم ظمآن نهار ظمآن
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص١٠١