تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
« 70 - « خائف » از واژگان متضاد است . گفته مىشود : « رجل خائف » آن‌گاه كه از ديگرى بترسد و « سبيل خائف » آن‌گاه كه ترسناك باشد . عبيد بن أبرص مىگويد :
بل إن أكن قد علتني ذرأة * و الشيب شين لمن لم يشيب فربّ ماء وردت آجن * سبيله خائف جديب « 1 »
منظورش « سبيل مخوف » مىباشد . همچنين « 2 » « 73 - و يقال « رجل نائم » و « ليل نائم » آن‌گاه كه در آن به خواب روند . جرير مىگويد :
لقد لمتنا يا أمّ غيلان فى السّرى * و نمت ، و ما ليل المطّى بنائم « 3 »
و يا « 4 » « 74 - و گفته مىشود : « رجل عازم » و « أمر عازم » يعنى « معزوم » ( به آن قصد شده ) . يعنى : فاذا عزم الأمر . گفته مىشود : « ليل أعمى » وقتى كه بر مردم تاريك مىشود و « نهار أعمى » وقتى كه مردم در آن چيزى نمىبينند . در شعرى چنين آمده است :
نهارهم ظمآن أعمى و ليلهم * و إن كان بدرا ، ظلمة ابن جمير « 5 »
گفته مىشود : « ليل بصير » ، آن‌گاه كه روشن باشد و مردم در آن به خوبى ببينند . در شعر آمده است :
أعور من نبهان أمّا نهاره * فأعمى ، و أمّا ليله فبصير « 6 »
ابو العباس همچنين سروده است :
هامش
( 1 ) - گرچه موى سپيد بر سرم آمد ولى پيرى براى كسى كه پير نشده است ، عيب به حساب مىآيد . چه بسيار آب گنديده‌اى كه واردش شدم و راه آن ترسناك و بىآب و علف بوده است . ( 2 ) - الاضداد ، ص 127 . ( 3 ) - اى ام غيلان ما را به خاطر شبروى سرزنش مىكنى و خود خوابيدى ولى شب مركب به خواب نمىرود . ( 4 ) - الاضداد ، ص 127 و 128 . ( 5 ) - روزشان تشنه و تاريك بود و شب آنها با اين‌كه ماه در آسمان بود ، آخرين شب ماه بوده است . ( 6 ) - بىنشان‌تر از چيز گم شده است ؛ امّا روزش تاريك و شب او روشن است .
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 98 | سيد حسين سيدى / سلوى محمد العوا