polysemy
( تعدد معنايى ) و
Homonymy
( يعنى مجموعه كلماتى كه هيچ رابطهاى بين آنها جز اتّحاد در ساخت يا شكل وجود ندارد ) فرق گذاشت . تعدّد معنايى به اشتراك و مشترك لفظى به جناس تام در عربى نزديك است . اينها عوامل زير را در به وجود آمدن اشتراك لفظى دخيل مىدانند :
1 - وضع اوليهء زبانى : برخى از محقّقان معتقدند كه مشترك از يك واضع به قصد ابهام و ترس از مفسده رخ مىدهد ؛ مثلا ابن دريد در كتاب « الملاحسن » حدود چهار صد كلمه از كلمات در بخش مشترك را گرد آورده است « 1 » .
2 - وامگيرى از زبانها : مثلا در زبان يك واژه بيگانه وارد مىشود و نظيرى به همان صورت ولى با اختلاف معنا در آن زبان نيز وجود دارد ؛ يعنى دو كلمهء متّحد الشكل ولى با اختلاف معنا داريم ولى به زبانى مستقل وابسته است . اين نوع كلمات تصادفى هستند . مثلا كلمهء « برج » در يونانى بر دژ » دلالت دارد . اين كلمه در عربى « چهرهء زيبا » « 2 » معنى مىدهد . يا واژهء « سكر » كه به معناى ضد « ضحو » يعنى بيهوشى و خلسه آمده است و هم به معناى « مسدود كردن شكاف . » و كاربرد اين واژه در معناى نخستين ، كاملا عربى است اما در معناى دوم از زبان آرامى گرفته شده است « 3 » .
3 - تحوّل زبانى : تحوّل يا تطوّر زبانى گاه در آواها رخ مىدهد ؛ يعنى دو كلمه در صورت و معنا مختلفند . ولى در برخى از آواها دگرگونى رخ مىدهد . مثلا كلمهء « فروه » يعنى پوست سر و ثروت . اين كلمه به معناى دوم يعنى « ثروت » كه « ثاء » به « فاء » تبديل شده است . يا مثل « جدث و جدف » ، « حثالة و حفاله » و « ثوم و قوم » .
يا از باب تحوّل معنايى است . گاه اشتراك در اثر تحوّل معنايى به وجود مىآيد ؛ مثلا كلهء « ريشه » به پر پرنده و قلم اطلاق مىشود « 4 » .
هامش
( 1 ) - الاشتراك اللفظى فى القرآن الكريم .
( 2 ) - همان ، ص 46 .
( 3 ) - مباحثى در فقه اللغه و زبانشناسى عربى ، ص 373 .
( 4 ) - الاشتراك اللفظى فى القرآن الكريم ، ص 48 ؛ مباحثى در فقه اللّغه و زبانشناسى عربى ، ص 374 .