تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 3

مساهمون:

صمقدمه ٣
با هم متضاد نباشند و لفظ را بر همهء آن معانى حمل نمايد و به يك معنا اكتفا نكند « 1 » . ذو وجوه بودن قرآن را امام على ( ع ) هم - وقتى عبد اللّه بن عباس را نزد خوارج مىفرستاد - يادآور شده است . حضرت به ابن عباس فرمود كه با خوارج از راه قرآن به مجادله نپردازد ، چون قرآن ذو وجوه است ؛ بلكه با سنّت با ايشان مجادله كن : « لا تخاصمهم بالقرآن فانّ القرآن حمّال ، ذو وجوه ؛ تقول و يقولون و لكنّ حاججهم بالسنة ؛ فانّهم لن يجدوا عنها محيصا » « 2 » . بحث وجوه و نظاير از طرفى با اشتراك لفظى هم پيوند دارد و برخى آن را همان اشتراك لفظى مىنامند ؛ يعنى اتحاذ لفظ و تعدّد معنا . « اگر لفظ مفرد موضوع براى دو معنا با هم باشد ، بر سبيل بدليّت بدون ترجيح يكى بر ديگرى ، آن را اشتراك لفظى نامند و لفظ را مشترك گويند . يا اين‌كه دو يا چند امر در لفظ و نام با يكديگر مشترك باشند . مانند چشمه و چشم كه در لفظ « عين » با يكديگر مشتركند . » « 3 » در ادبيّات عربى ، لغويان و زبان‌شناسان عرب هم به اين نكته توجه ويژه‌اى نموده‌اند . لغويان قديم عرب عموما اشتراك لفظى را بر اتّحاد لفظ و تعدّد معنا تفسير مىكردند ؛ از جمله كراع النل ( در گذشته به 310 ه ) در كتاب « المنجّد » كه دلالت حقيقى را شرط نمىداند و مجاز را در معانى مشترك جدا نمىسازد . به نظر او ، واژه‌اى چون « طلّ » مشترك است ؛ چون بر « باران ضعيف ، مرد پير و زن دلالت دارد . » « 4 » از طرفى ، اختلاف وزنى را نيز بىتأثير مىدانستند . لذا « سرحان و سيد » را مشترك مىدانستند ، چون هر دو بر « گرگ » دلالت دارند . قدما عموما اشتراك لفظى را پذيرفته بودند و بر اين باور بودند كه كلمه
هامش
( 1 ) - همان . ( 2 ) - نهج البلاغه ، تصحيح صبحى صالح ، بخش وصيّتها ، شمارهء 77 . ( 3 ) - سيد جعفر سجّادى : فرهنگ معارف اسلامى ، شركت مؤلفان و مترجمان ، چاپ دوم ، 1366 ، ج 1 ، ص 200 . ( 4 ) - محمد نور الدين ، المنجّد : الاشتراك اللفظى فى القرآن الكريم ، دار الفكر ، لبنان ، الطبعة الاولى ، 1999 ، ص 31 .