4 - كاربرد مجازى : انتقال از حقيقت به مجاز از مهمترين عوامل تغيير معنايى است و بيشتر واژگان مشترك به اين امر مربوط مىشود « 1 » .
5 - قواعد صرفى : برخى آن را اشتراك كاذب مىنامند . مثلا كلمهاى در ساخت جمع ، با كلمهاى كه در ساخت مصدر است به هم شبيه مىشوند . مثل « نوى » جمع « نواة » با « نوى » به معناى دورى ( بعد ) شباهت دارد . يا « هوى » ( سقوط كرد ) با « هوى » به معناى « عشق و ميل » « 2 » .
آثار اشتراك لفظى بر زبان
الف ) آثار مثبت :
1 - وجود كلمهاى مستقل براى چيزى ، بار حافظهء انسان را سنگين مىسازد و به واسطهء اشتراك ، واژگان نوعى انعطافپذيرى مىيابند و بدون اينكه معناى خود را از دست بدهند ، قابليت كاربردهاى جديد مىيابند .
2 - بهره گيرى از ابهام ؛ به منزلهء ويژگى سبكى در به كارگيرى صورتهاى هنرى ، ادبى و بلاغى ؛ مثلا بازى با الفاظ ، جناس ، توريه ، استخدام و اسلوب الحكيم .
3 - به كارگيرى مجازى ، معنا را ادبىتر مىسازد و بر نفس تأثير گذارتر است ؛ بهويژه اگر مجاز جديد باشد .
ب ) آثار منفى :
1 - اشتراك لفظى ، مانع فصاحت در بيان معنا مىگردد . اشتراك خود از عواملى است كه انتقال و ترجمهء معنا از زبانى به زبان ديگر را دچار مشكل مىكند .
2 - به اعتقاد دكتر عمر محمد مختار ، خطرناكترين اثر منفى اشتراك ، همان ايجاد تشويق است كه مانع تفاهم مىگردد و يا معنا را دچار ابهام مىسازد . « اولمان » اين حالت را وبايى مىداند كه براى درمان آن راهحلهاى زير را پيشنهاد مىكند :
الف ) دور ساختن يكى از دو معنا و ترك آن بهطور كلى ؛ چون با معناى ديگر
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - الاشتراك اللفظى فى القرآن الكريم ، ص 49 .