« حوب » سى معنا و « عجوز » هفتاد و هفت معنا دارد . اين كثرت معانى بدون دقّت نظر يا قيدى عدهاى از زبانشناسان را به انكار مشترك واداشت و يا دايرهء آن را محدود كرد .
در رأس منكران اشتراك ، ابن درستويه ( درگذشته به 347 ه ) است . وى نمىپذيرد كه مثلا واژهء « وجد » داراى معانى مختلفى چون « يافتن ، خشم و عشق » باشد . مىگويد : « كسانى كه در معانى كلمات تأمل و در حقايق آنها تحقيق نمىكنند ، گمان كردهاند كه واژه « وجد » معانى مختلف دارد . حال آنكه تمام اين معانى ، در واقع ، بيانگر يك مفهوم هستند و آن رسيدن به چيزى است ؛ خواه نيك باشد و خواه بد . » « 1 »
ابن درستويه علّت مخالفت با اشتراك لفظى را اين مىداند كه « لغت براى بيان و تبيين وضع شده است ، ولى اشتراك خلاف آن است . » « 2 »
ابو هلال عسكرى ( درگذشته به 395 ه ) نيز با ابن درستويه موافق است ، لذا كتابى به نام « الفروق فى اللغة » را نوشته است .
قدما علّت اشتراك لفظى را عواملى چون « تداخل لهجهها ، استعاره ، حذف و تحوّل معنايى » مىدانستند « 3 » . زبانشناسان معاصر عرب به عواملى چون ، ابدال مثل « حنك - حلك » اشاره مىكنند ؛ و يا انتقال كلمه به اصطلاح علمى ؛ مثل « توجيه » در لغت و « توجيه » در علم عروض . يا اطلاق اسم جزء بر كل و يا ناميدن چيزى به مكانش « 4 » .
اشتراك لفظى از نظر معاصران
زبانشناسان معاصر معتقدند در بررسى اشتراك بايد بين دو اصطلاح
هامش
( 1 ) - مضان عبد التواب : مباحثى در فقه اللغة و زبانشناسى عربى ، ترجمهء حميد رضا شيخى ، انتشارات آستان قدس رضوى ، 1367 ، ص 367 .
( 2 ) - الاشتراك اللّفظى فى القرآن الكريم ، ص 32 .
( 3 ) - همان ، ص 35 .
( 4 ) - همان .