تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
ولى در حالت تكلم و إخبار تنها يك معنا از آن مراد مىشود . مثلا در اين بيت :
كلّ شىء ما خلا الموت جلل * و الفتى يسعى و يلهيه الأمل
آنچه كه ما قبل و ما بعد « جلل » آمده است دلالت بر اين دارد كه « هر چيزى جز مرگ آسان است » و خردمند و شخص با تشخيص دچار توهّم نمىشود كه « جلل » در اين‌جا به معناى « عظيم » نيست » . دلالت اساسى عبارت ابن انبارى همان دريافت وى از تأثير بافت زبانى در تعيين معناست ؛ مفهوم بافت نزد وى از دو بخش تشكيل مىشود : 1 - كلام عرب كه برخى ، برخى ديگر را تصحيح مىنمايند . وى با اين سخن قاعده‌اى را دربرگرفتن استعمال و معيار و مبناى معنا وضع مىكند ؛ پس اگر عربى لفظى را به معنا يا تركيبى به كار برد ، استعمال ديگرى را به كمك آن مىآورد و آن را تأكيد يا شرح مىكند و يا ابهامش را مىزدايد و يا آن را نقض مىكند و غلط بودن آن را آشكار مىسازد . اين مفهوم ، خود چيزى است كه مفسّران در بررسى دلالتهاى متن قرآن به آن تكيه مىكنند . 2 - جنبه‌هاى بافت زبانى ، همان تركيبى است كه مشكل بخشى از آن مىباشد : « پس وقوع يك لفظ بر دو معناى متضاد جايز است ، چون چيزى در ما قبل و ما بعدش وجود دارد كه بر ويژگى يكى از دو معنا دلالت دارد . » آنچه كه در ما قبل و ما بعد مىآيد ، همان تركيب است و اين يادآور عبارت ابن قيّم است كه آن را در تعيين مفهوم بافت آورده‌ايم و به تخصيص دادن معناى عام مربوط است ؛ پس هرگاه لفظ مشترك ، عام باشد دلالت بافت آن يكى از معانى را تخصيص مىبخشد . ابن انبارى پس از برشمردن نقش بافت به منزلهء مجوّز وجود مشترك و متضاد واژگان و طبيعى و مقبول جلوه دادن آن در زبان ، گونه‌هاى سه گانهء رابطه لفظ و معنا را به‌طور كامل بيان مىكند و از مقدمهء « كلام عرب ، برخى برخى را تصحيح مىكنند » در پايان به اين نتيجه مىرسد كه همان موضع آشكار وى در برابر مسألهء وجود اضداد مىباشد . سپس وجود اين
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 95 | سيد حسين سيدى / سلوى محمد العوا