تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
اشاره مىكنيم . مىفرمايد : « خداوند به عدل و قسطش راحتى و آسايش را در يقين و رضا قرار داده است و غم و اندوه را در شك و نارضايتى . » همچنين روايت شده است كه ابو بصير از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه گفتم : حدّ يقين چيست ؟ فرمود : « با خداوند از هيچ چيزى نترسى . » يعنى آن كه واقعا به خداوند ايمان آورده باشد و به يقين رسيده باشد كه تقدير و تعيين سرنوشت ، تنها دست خداوند است ، و اراده و مشيّت از آن اوست و او بر هر چيز وكيل و محيط به هر چيز است و مخلوقات ، اراده و تصرّفى جز ضمن اراده و تصرّف او ندارد ، و كسى كه به عدالت و عفو و رضاى او يقين داشته باشد ، چگونه به خلق او ظلم مىكند و از مخلوقاتى مثل خود ناراضى مىگردد ؟ چگونه در امان ، آرامش و اطمينان نفس نباشد ؟ سخن متواتر حضرت امير ( ع ) در همين معناست كه فرمود : « بنده طعم ايمان را نمىچشد ، مگر اين كه بداند آنچه كه به او رسيده ، از او درنمىگذشت و آنچه كه از او درگذشت ، به او نمىرسيد و ضرررسان و نفع‌دهنده ، همان خداوند است . » همچنين امام صادق ( ع ) فرموده است : « هركس كه به قدر ، يقين داشته باشد تنها از خداوند مىترسد . » سخن ابو يعقوب نهرجورى هم از اين مطالب چندان دور نيست كه گفت : « وقتى بنده حقايق يقين را تكميل كند ، بلا نزد او به نعمت و راحتى به مصيبت تبديل مىشود . » جرجانى طبق عادت خود ، مجموعه‌اى از تعريفهاى خوب در باب يقين ارائه مىدهد ، از جمله مىگويد : « نزد اهل حقيقت ، ديدن به عيان ، به قوّت ايمان است نه به دليل و برهان . » اين تعريف برگرفته از رسالهء قشيريّه است كه بىدرنگ ما را به ياد حديث پيامبر ( ص ) ؛ مىاندازد ، كه فرمود : « از فراست مؤمن بپرهيزيد ! چون به نور خداوند مىنگرد . » فراست مؤمن و نور خداوند هم ، تنها ناشى از شدّت ايمان و غلبه و قدرت آن است . وقتى امام على ( ع ) مىگويد : « اگر پرده‌ها برافتد به يقينم چيزى اضافه نمىشود » ، منظور حضرت آن است ، كسى كه به او در دنيا ايمان آورد ، همان كسى است كه در آخرت او را خواهد ديد و هرگز يقين و معرفت به آن كه از غيب به او ايمان آورد هنگام مشاهدهء او ، زياد نمىگردد . » جرجانى تعريفى ديگر از يقين ارائه مىدهد و مىگويد : « مشاهدهء غيب به صفاى قلب و مشاهدهء اسرار به محافظت افكار است . » و گفته شد : « آرامش قلب بر حقيقت شىء » و « تحقّق تصديق به غيب با ازالهء هر شك و ترديد . » و « يقين ، ضدّ شك است . » و « يقين ، از بين