و گمان حكم كردهاند ) . در احياء العلوم غزّالى آمده است كه ، يقين مشترك بين دو معناست :
1 - عدم شك ، كه بر هر چيزى كه در آن شك نباشد چه به نظر حاصل آيد و چه حس و يا غريزهء عقل يا تواتر و يا دليل ، اطلاق مىشود و تفاوتى در آن نيست . 2 - آنچه كه فقيهان و صوفيان و بسيارى از دانشمندان به آن تصريح كردهاند كه به شك و ترديد در آن نگريسته نمىشود ، بلكه به غلبهء آن بر قلب است . حتّى گفته مىشود فلانى نسبت به مرگ ضعف يقين دارد و نسبت به روزى يقين قوى ؛ پس هرچه كه بر قلب غالب شود آن يقين است ؛ تفاوت اين هم آشكار است .
بهترين چيزى كه به فهم يقين و شناخت احوال اهل يقين نزديك است آيهء
وَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينا آيَةٌ كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
« 1 » . اينها شكّاكانىاند كه نمىتوانند به وجود خالق اعتقاد داشته باشند ، مگر اين كه حواسشان به آن برسد ، و در پى آنند تا كلامش را بشنوند يا بخشى از آن را ببينند يا دليلى برايشان بيابند كه حسّ مادّىشان را راضى نمايد تا تصديق كنند كه او موجود است ، و ايمان بياورند كه خالق آنهاست و شايستهء عبادت است . چنين افرادى ، چه آنهايى كه قبل از ايشان بودند و چه آنهايى كه بعد از ايشان آمدند ، هرگز از بحث و جستجو جدا نيستند ، و از ايشان بودند و چه آنهايى كه بعد از ايشان آمدند ، هرگز از بحث و جستجو جدا نيستند ، و از لذّات يقين در آرامش خاطر و اطمينان قلب و امنيّت و آرامش و اطمينان در زندگى فعلى و آيندهشان ، بهرهمند نخواهند شد ، بلكه در پى آيات و دلايل روشن و معجزاتى آشكار بر وجود خالقند ؛ و حال آن كه خودشان بهترين دليل بر وجود او و همهء آنهايى كه در پيرامون آنهاست ، شاهد و دلايل قاطع و يقينآورى است بر اين كه وجودى نيست ، مگر براى او كه به آن رهنمون مىشود و در كنارش آرامش مىگيرد ؛ آنها كسانىاند كه از نعمت آمادگى پذيرش يقين و پناه بردن به سايهء گسترده و چشمهء گواراى خوشبختى يقين ، پناه مىآورند .
در اينجا ، به روايتى كه در كافى ، عبد اللّه بن سنان از امام صادق ( ع ) روايت كرده است
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 118 : افراد نادان گفتند : چرا خدا با ما سخن نمىگويد ؟ يا براى ما معجزهاى نمىآيد ؟ كسانى كه پيش از اينان بودند ( نيز ) مثل همين گفته ايشان را مىگفتند . دلها ( و افكارشان ) به هم مىماند . ما نشانههاى خود را براى گروهى كه يقين دارند ، نيك روشن گردانيدهايم .