تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
تنها خواصّ مردم و كسانى كه خداوند به هدايت و توفيق الهامشان كرده ، مىرسند . اكنون در تفاوت بين نبوّت و ولايت به كتاب ختم الاولياء از عارف محمّد بن على بن حكيم ترمذى مراجعه مىكنيم ؛ اين كتاب اثرى ارزشمند است كه بزرگان حكمت و تصوّف بر آن رهنمون يافتند ، و هر واردى از آن چشمه نوشيد ؛ و حكيم و حكمت‌آموزى نيست مگر اين كه به ارزش و اهميّت اين كتاب و اجتهاد و سابقهء فضل صاحب آن گواهى مىدهد . او مىگويد : « فرق بين نبوّت و ولايت آن است كه ، نبوّت كلامى است كه به صورت وحى از جانب خداوند نازل مىشود و جبرئيل با آن است ؛ و خداوند به وحى حكم مىكند و به‌وسيلهء جبرئيل پايان مىبخشد ، و او مىپذيرد . اين چيزى است كه تصديق آن الزامى است و هر كس آن را رد كند كافر است ، چون ردّ كلام الهى است . و ولايت براى كسى است كه سخن خداوند به طريقى ديگر به او برسد ، و او هم سخن مىگويد و آن سخن هم از جانب خداوند ، بر زبان حق كه با او آرامش است ، مىباشد . و سكينه و آرامشى را كه در قلب گوينده است دريافت مىكند و آن را مىپذيرد و به آن آرامش مىگيرد . » در اين‌جا بايد به دريافت عبارات حكيم ترمذى با توجّه و دقّت بيشتر اشاره كرد كه سبك قرن سوم هجرى است و صاحب آن ، سبك را چندان خالى از توجّه و عنايت نكرد و در نوشتن به همان شيوه رفت . كتاب او از مهمترين و جذّابترين كتابهاست كه هيچ عالم و اديب و انديشه‌مندى نبايد از آن غافل بماند . ابن عربى - چنان كه اندكى قبل ديديم - ولايت را به دو بخش تقسيم مىكند : 1 - ولايت عامّه ، كه شامل همهء كسانى است كه به خدا ايمان آورده‌اند و به حسب مراتب و درجاتشان به عمل صالح پرداخته‌اند ؛ چنان كه خداوند فرمود :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا
« 1 » . 2 - تنها شامل واصلان و سالكان هنگام فنا در او و بقاى به او مىگردد . پس ، ولايت خاص عبارت است از : فناى بنده در حق ؛ و ولى كسى است كه در حق فانى و به او باقى است . مراد از فنا در اين‌جا ، معدوم شدن بنده به طور مطلق نيست ، بلكه مراد از آن ، فنا شدن جنبهء بشرى در جنبهء ربّانى است ؛ چون هر بنده‌اى در محضر خداوندى جهتى دارد كه خود فرموده است :
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 257 : خداوند سرور كسانى است كه ايمان آورده‌اند .