براى هر وقت ، فايدهاى است آنگاه كه در آن حوالى جريان مىيابد كه مهمتر و شايستهتر است ، و گرنه عاطل و باطل است . و فوايد وقت به سه خصلت بستگى دارد : 1 - حفظ وقت ؛ يعنى حال وارد از جانب حق ، از مداخلهء نفس و آميزش آن با توقّف آن بر قلب و روح حفظ شود ، چون نفس وقتى هنگام ورود واردى استراق سمع كند ، صفايش بهواسطهء اين آميزش تيره و كدر مىگردد . 2 - شرط وقت ؛ يعنى ادب حال . چون هر حال ادبى دارد كه با اهمال آن ضايع مىگردد . از احوال آداب و شرايط آن ، پناه دادن قلب به خداوند است تا آن را از شرّ نفس و شيطان حفظ نمايد و حالش را از شرّ وسوسه نگه دارد . 3 - كتمان وقت ؛ يعنى پنهان كردن حال تا كسى بر آن آگاه نگردد ، تا به جذبههاى نگاه از او سلب نمايند . پس هركس احوال را بر چنين حالى حفظ كند ، به مرتبهء مردان رسيده و از فوايد اوقات بهرهمند شده است . »
باباطاهر بار ديگر به مقصدى دور تر رفته ، مىگويد : « اهل حقيقت در سه وقت هستند :
« وقت نفس براى علم ، و وقت علم براى حقيقت ، و وقت حقيقت براى حق . » عين القضات مىگويد : « يعنى حال محقّقان از سه وقت خارج نيست : 1 - وقت نفس براى علم ، كه هر نفس آنها در پى علم تازهاى است و زيادتر از آنچه كه يافته است ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد :
وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً
« 1 » . 2 - وقت علم براى حقيقت ، كه دانستهها به حقيقت و كشف تبديل مىشود .
3 - وقت حقيقت براى حق ، كه آن حقيقت به حق تبديل مىشود . اين احوال سهگانه ، همان علم اليقين ، عين اليقين و حق اليقين است ، كه از دو علم به حقيقت تعبير شده است .
هامش
( 1 ) - طه ( 20 ) آيهء 114 : بگو : « پروردگارا ! بر دانشم بيفزاى . »