تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
بدون شك ، شريف جرجانى هم به معناى حال و وضع نظر داشته است وقتى كه به تعريف وقت مىپردازد ، و مىگويد : « وقت عبارت است از : حال تو ، و آن چيزى كه استعداد و آمادگى تو نسبت به غير اقتضا مىكند . » ابن عربى هم به همين معنا در تعريف وقت اشاره دارد . او مىگويد : « عبارت است از : حال تو در زمان حال ، كه هيچ ارتباطى به گذشته و آينده ندارد . » با مقايسه بين دو تعريف ، به درستى براى ما روشن مىشود كه جرجانى تحت تأثير ابن عربى است ، و هر دو به حالت انسان در وقت ، نظر داشته‌اند . كاشانى ، شاگرد ابن عربى ، در كتاب اصطلاحات الصّوفيه تعريفى ارائه مىدهد كه تقريبا شرحى است بر تعريف استادش و كمكى است بر فهم تعريف جرجانى ؛ او مىگويد : « وقت آن است كه تو را در حال حاضر كند ، و اگر از دخل و تصرّف حق باشد ، وظيفهء تو رضا و تسليم است تا جايى كه به حكم وقت باش و چيزى به خاطر تو خطور نكند ؛ و اگر به كسب تو وابسته است ، پايبند آنچه باش كه براى تو مهم است و به گذشته و آينده وابسته نيست ؛ چون پرداختن به گذشته ضايع كردن وقت حاضر است . همچنين است انديشيدن به آينده ؛ چون ممكن است به آن نرسى ؛ چون وقت را از دست دادى . لذا آن محقّق گفته است : « صوفى ابن الوقت است . » شايد آن محقّقى كه كاشانى عبارت اخير را به او نسبت داده است ، قشيرى باشد كه در رساله آن را آورده و آن‌گاه آن را شرح داده است . سخن قشيرى چنين است : و مىگويند ، صوفى ابن الوقت است ؛ منظورشان اين است كه او به عباداتى كه در حال براى او اهميّت بيشترى دارد ، و در همان حال براى او مطلوب است ، مشغول مىباشد . » اين‌جا بيشتر احساس مىكنيم كه وارد حريم معانى وقت نزد بزرگان صوفيه شديم و معتقدم كه اين معانى پيرامون ارزش و مقدار عمل دور مىزند . ارزش عمل آن است كه در حال و لحظه‌اى باشد كه آدمى بدون توجّه به گذشته و آينده در آن زندگى مىكند ، و مقدار آن به نيّت و گرايش درونى او بستگى دارد . قشيرى دربارهء حال مىگويد : « منظورشان از وقت آن است كه ، آدمى در آن زمان به سر مىبرد . و گروهى گفته‌اند : وقت ، بين دو زمان گذشته و حال است . . . و گفته شد : گذشته و آينده براى درويش اهميّت ندارد ، بلكه آنچه براى او مهم است وقتى است كه در آن به سر مىبرد . لذا گفته شد : اشتغال به وقت از دست رفته ، ضايع كردن وقت بعدى است . » اين سخن ابعادى گسترده دارد ، كه نبايد از شخص آگاه و اهل ذوق پنهان بماند .