هنگام قصد خير كردن ، به فقر ترساندن است . و قلب بين اين دو ، به هر سو كشيده مىشود . »
ابن مسعود از پيامبر ( ص ) روايت مىكند ، كه فرمودند : « شيطان و فرشته هر دو راهى به آدمى دارند . امّا راه شيطان به شر و بدى و تكذيب حق وعده دادن است ، و راه فرشته به خير و تصديق حق و نويد دادن . و هركس آن ( راه فرشته ) را يافت ، بداند كه از جانب خداوند است و او را سپاس گويد ؛ و هركس ديگرى را يافت ، از شيطان به خدا پناه برد . سپس اين آيه را تلاوت فرمودند :
الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ
« 1 » » . از آنجا كه آنچه شيطان القا مىكند با آنچه كه فرشته القا مىكند اشتباه مىشود ، تفاوت بين آن دو كارى است سخت و دشوار . عارفان به اين مكر و حيله هشدار دادهاند و از افتادن در آن نهى كرده ، راهى را ترسيم نمودهاند كه اگر آدمى به آن پايبند باشد ، از اين آفات در امان مىماند و نفسش را از لغزش و هلاكت نجات مىدهد .
جرير بن عبده عدوى مىگويد : « به علاء بن زياد شكايت كردم كه ، در دلم وسوسهاى نمىيابم . گفت : اين مثل سوراخى است كه دزدان از آن مىگذرند ، كه اگر در آن چيزى باشد به آن مشغول مىشوند و گرنه آن را ترك مىكنند و از آنجا مىروند . » در آيهء
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ
« 2 » ؛ بيان اين مطلب است كه ، اهل ايمان و تقوا نيز از حيلهها و فريب شيطان در امان نيستند ، امّا خود را از آن حفظ مىكنند و با غلبه بر نفس و ذكرى كه از معانى آن ، عبادت و پناه بردن به خداوند و يارى خواستن از او و تقويت اراده به علم و معرفت و عزم بر تدبّر و بصيرت است ، بر آن پيروز مىشوند . چنان كه ابو طالب مكّى مىگويد : « جلادهندهء قلب ، ذكر است و بهواسطهء آن قلب روشن مىگردد . دروازهء ذكر ، تقواست كه بنده بهوسيلهء آن ياد مىكند ؛ و تقوا ، راه آخرت ؛ چنان كه هواى نفس ، راه دنياست . و خداوند هم به ذكر فرمان داده است و فرموده است كه كليد تقواست ؛ چون علّت تقوا پيشه كردن است و مايهء پرهيز و دورى كردن و زهد ورزيدن . »
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 268 : شيطان شما را از تهيدستى بيم مىدهد و شما را به زشتى وامىدارد .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 201 : پرهيزگاران هرگاه خيال شيطانى عارضشان شود ، ياد [ خدا ] كنند و آنگاه ديدهور شوند .